چهار روایت از 40 روز بانکداری
ساعت 3نیمهشب تلفن زنگ میزند.دختری بغض آلود و سراسیمه میپرسد سرکاری؟ساختمان آیتی بانک را زدهاند. اون شب شیفت بود ولی کارشناس به خاطر بیماری نرفته بود. موشک به میز او و همکارانش خورده بود. در عرض چند دقیقه تمام گروههای آیتی بانکها در فضای مجازی پرشدند.این بار استرس فضای کارشناسی آیتی بانکها …