سومین فصل از مجموعهای که با «مرد هزار چهره» در سال ۱۳۸۷ آغاز شد و یک سال بعد با «مرد دوهزار چهره» ادامه پیدا کرد حالا به سال ۱۴۰۵ رسیده است. دو فصل اول سریال آن سالها زمان طلایی پخش در نوروز را در اختیار داشت و حتی بعدا در بازپخشهای مکرر از شبکههای آیفیلم و تماشا و... باز هم این قابلیت را داشت که مخاطب را پای تلویزیون نگه دارد و دوباره و سهباره از او خنده بگیرد؛ چیزی که به نظر میرسد «مرد سههزار چهره» چندان توفیقی در آن نخواهد داشت.
به گزارش ایسنا، نکته اول و شاید ریشه بسیاری از نکات بعدی، این است که طنز مدیری در این سریال انگار همانجایی مانده که در دهه ۸۰ بود. آن زمان موقعیتهای ساده، تیپهای مشخص، حضور یک یا چند فرد سادهلوح و موقعیتهایی که به فراخور این فرد و مواجهه او با اطرافیان به وجود میآمد و... میتوانستند مخاطب را تا پایان یک قسمت با خود همراه کنند. اما مخاطب سال ۱۴۰۵ دیگر آن مخاطب قدیمی با انتخابهای محدود نیست. او هر روز با حجم زیادی از محتوای کوتاه، شوخی و ویدیو مواجه میشود و سرعت مصرفش بالاتر رفته است. بسیاری از شوخیها را پیش از رسیدن به پایان موقعیت میتواند حدس بزند و برای انتخاب چیزی که قرار است وقتش را پای آن بگذارد، گزینههای بسیار بیشتری دارد.
«مرد سههزار چهره» حرف تازهای برای گفتن ندارد
مهران مدیری آدم کمهوشی نیست و کارنامهاش هم گواه این واقعیت است. اتفاقا همین سابقه باعث میشود مسئله جدیتر شود. مدیری در دورههای مختلف توانسته با شناخت مخاطب، زبان طنز خودش را پیدا کند و حتی از موقعیتهای اجتماعی روزمره، کمدی بسازد. اما در «مرد سههزار چهره» بخشی از همان هوش و تجربه روی فرمولی پیاده شده است که دیگر مثل گذشته جدید نیست و حرف تازهای برای گفتن ندارد. مسئله فقط بد بودن شوخیها نیست؛ مسئله این است که تعداد زیادی از آنها خیلی زود قابل حدس میشوند.
توقع مخاطب بالا رفته است …



























































































































