وقتی واقعیت از طنز پیشی میگیرد
چراییِ این انزجار کمدینها، ریشه در تغییر الگوی سیاسی دارد. در دور نخست ریاستجمهوری ترامپ، مرزهای سیاسی چنان شفاف شد که کمدی به سلاحی برای تقابل تبدیل شد. اما بهمرور، این سلاح کند شد. مشکل فقط تکرار شوخیها نبود؛ مشکل اینجا بود که رفتار ترامپ بهقدری از عرفهای سیاسی فراتر رفت که عملا «غیرقابل هجو» شد. وقتی واقعیت سیاسی خود یک «جوک تمامعیار» است، کمدین چه چیزی برای اضافه کردن دارد؟
بیشتر بخوانید:
ماجرای کت و شلواری که آبروی باراک اوباما را بُرد
شوخی ناجور با سلطان سلیمان | درخواست زندان برای خانم کمدین
کمدینی که یک میلیون دختر حاضرند برایش آدم بکشند!
رابطه عاشقانه میشل اوباما و بازیگر مشهور هالیوودی!
آنتونی آتامانویک، خالق برنامه «شوی رئیسجمهور» میگوید در آن سالها تلاش میکرد از ترامپ به عنوان ابزاری برای نقد ساختارهای جامعه استفاده کند، نه فقط برای خنداندن. اما با لغو پیدرپی برنامههای کمدی چپگرا (از میشل وولف تا حسن منهاج)، مشخص شد که مخاطبان نیز دیگر حوصلهی «نقد مستقیم و تند» ندارند. جامعه، خسته از دوقطبیهای بیامان، بهدنبال نوع دیگری از سرگرمی بود؛ چیزی که اوج آن را در «سارا کوپر» دیدیم که به جای تحلیل سیاسی، تنها به لبخوانی ساده سخنان ترامپ بسنده میکرد. این یعنی مخاطب دیگر تحلیلگر نمیخواست؛ او فقط میخواست به مضحک بودن وضعیت بخندد و بگذرد.
گذار از «شخص» به «سیستم»
با بازگشت ترامپ به قدرت در سال ۲۰۲۵، انتظار میرفت ماشینِ طنز سیاسی دوباره گرم شود، اما چنین نشد. جیمز آستین جانسون و شین گیلیس همچنان به تقلیدهای خود ادامه میدهند، اما دیگر خبری از آن موج فراگیر نیست. چرا؟ چون کمدینهای نسل جدید، نگاهشان به ماجرا تغییر کرده است. آنها ترامپ را نه علتِ همه مشکلات، بلکه «محصولِ یک سیستم معیوب» میدانند. خشم این نسل، دیگر فقط متوجه یک نفر نیست؛ متوجه کل ساختاری است که چنین محصولی را تولید کرده است.
برنت ترهون، با خلق شخصیت «آلفا» (نماد هواداران دوآتشه ماگا)، رویکرد متفاوتی در پیش گرفته است. او به جای زدن به هدف اصلی (ترامپ)، سراغ فرهنگ پیرامونی رفته است. این همان نکتهای است که طنز سیاسی برای بقا به آن نیاز دارد: فراتر رفتن از یک فرد و نگریستن به لایههای عمیقترِ جامعه.
پایان عصر هجو؟
مارگارت مید، مردمشناس فقید، تمسخر صاحبان قدرت را «سوپاپ اطمینان» دموکراسی میدانست. اما سوال بزرگ این است: وقتی سیاست چنان افراطی و عجیب شده که از قوه تخیل کمدینها پیشی گرفته، آیا ابزار «هجو» هنوز کارایی دارد؟ کمدینهای امروز با این بنبستِ وجودی دستوپنج نرم میکنند؛ آنها میدانند که برای خنداندنِ جامعهای که در «سندروم خستگی سیاسی» غرق شده، باید زبانی جدید یافت. عصری که در آن ترامپ سوژهای برای خنده بود، به پایان رسیده است؛ حالا دوران ترسیم ویرانهای است که پشت این خندههای سابق باقی مانده است.

















