این تغییر اگرچه در ظاهر اقدامی برای تشدید فشار بر ایران است، اما در عمل میتواند دامنه منازعه را بسیار فراتر از تهران ببرد. ایران در شبکهای از روابط اقتصادی و سیاسی قرار دارد که چین به عنوان دومین اقتصاد جهان، تنها یکی از مهمترین اضلاع آن است. هند، روسیه، ترکیه، عراق، پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی و شماری از اقتصادهای منطقهای نیز هرکدام سطحی از ارتباط تجاری، انرژی یا ترانزیتی با ایران دارند.
در این میان چین البته مهمترین آزمون است. پکن بزرگترین خریدار نفت ایران است و روزانه حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت ایران را دریافت کرده است. بنابراین اگر واشنگتن بخواهد سیاست جدید خود را تا انتها اجرا کند، نمیتواند از مواجهه با چین فرار کند. اما مسئله فقط حجم تجارت نیست. چین اگر بپذیرد رئیسجمهور آمریکا برای روابط اقتصادی آن با یک کشور ثالث تصمیم بگیرد، با سابقهای روبهرو خواهد شد که میتواند در آینده علیه خود پکن نیز مورد استفاده قرار گیرد.
به همین دلیل، مسئله از ایران و آمریکا فراتر میرود. ترامپ عملاً از کشورهای بزرگ میخواهد بخشی از سیاست اقتصادی خود را با تصمیم واشنگتن هماهنگ کنند. این درخواست برای قدرتهایی مانند چین، روسیه و هند صرفاً یک تصمیم تجاری نیست؛ به مسئله استقلال راهبردی و جایگاه آنها در نظم جهانی مربوط میشود. …




































