صبح جمعه ۲۷ شهریور، تهران دو تصویر متفاوت از زن ایرانی را همزمان به نمایش گذاشت. در یک سو، در رزمایش «جانفدای ایران»، زنانی با چادر و چفیه و زنانی با پوششهای متفاوت سوار بر موتورسیکلت در قاب رسانههای رسمی قرار گرفتند. همان موتورسیکلتی که پلیس و بخش ایدئولوژیک حاکمیت از قانونی شدن صدور گواهینامه آن برای زنان ممانعت میکنند و در سوی دیگر شهر، در بوستان ولایت، زنانی برای مسابقه دوی ۱۰ کیلومتر تهران دویدند. بعضی با روسری و بعضی بیروسری. اما کمتر از یک روز بعد، دادستانی تهران به دلیل آنچه رعایت نشدن «موازین شرعی و قانونی» خواند، علیه عوامل برگزاری مسابقه دو اعلام جرم کرد.
از کیش و کرمان تا تهران، الگوی برخورد با حضور اجتماعی زنان یکسان نیست؛ جایی مسابقه برگزار میشود و بعد پرونده قضایی شکل میگیرد، جایی مجوز صادر نمیشود و جایی دیگر همان حضور زن در قالب برنامهای رسمی به نشانه مشارکت اجتماعی تبدیل میشود. این تفاوتها نشان میدهد مسئله فقط پوشش نیست، بلکه تعریف رسمی از «حضور مجاز» زنان در فضای عمومی است
دو تصویر، هر دو واقعیاند و هر دو بخشی از جامعه ایران را نشان میدهند. زن چادری روی موتورسیکلت و زن دونده بیروسری. مسئله از جایی آغاز میشود که سیاستگذار یکی را تصویر مطلوب و مشروع زن ایرانی میداند و دیگری را به موضوع تذکر، پرونده و برخورد قضایی تبدیل میکند. کنار هم گذاشتن این دو صحنه ناگزیر این پرسش را پیش میکشد که اگر همین مسابقه دو نیز بخشی از برنامهای با عنوان «جانفدا» بود، آیا باز هم تصاویر زنان دونده به پرونده قضایی ختم میشد؟ تفاوت برخورد با این دو رویداد دستکم این تصور را تقویت میکند که همان تصاویری که امروز بهانه اعلام جرم شدهاند، در چارچوبی مورد تأیید نهادهای رسمی میتوانستند نه فقط مسئلهساز نباشند، بلکه در رسانههای رسمی نیز با عنوان مشارکت اجتماعی زنان بازنشر و حتی وایرال شوند. …































































































































