شهرام مبصر فعال حوزه معلولیت گزارشی از فعالیت مازیار کرتولی نژاد، شهروند دارای آسیب نخاعی اهل لاهیجان تهیه کرده است . او می گوید مازیار کرتولی نژاد از همین جنس آدم هاست. او به آنچه در خانه داشت نگاه کرد و با چند ابزار ابتدایی، یک نیاز واقعی را با دست ساخت. حاصل کار، یک هندبایک پرتابل است که جلوی ویلچرش نصب می شود و هر وقت نخواهد، در چند لحظه از آن جدا می شود. یعنی حالا ویلچرش فقط یک ویلچر نیست؛ وسیله ای است که می تواند او را به جاده ها برگرداند.
بله، هنوز یک نمونه اولیه است و برای اینکه به یک محصول استاندارد تبدیل شود، باید از فیلتر بررسی های مهندسی، ایمنی و طراحی بگذرد. اما ارزش این کار کجا خلاصه می شود؟ نه فقط در خود وسیله. ارزش اصلی اش در این است که یک ایده از دل یک نیاز واقعی بیرون آمد و به جای ماندن در ذهن، جان گرفت و ساخته شد.
و این اتفاق، خودش یک پیام دارد و آن اینکه ساختن فقط یک سرگرمی نیست؛ گاهی یک درمان است. درمانی برای ناامیدی. وقتی ذهن آدم درگیر حل یک مسئله می شود، از چرخه «نمی شود»، «به در نمی خورد» و «نمی ارزد» بیرون می آید و دوباره طعم مفید بودن و اثرگذاری را می چشد.
شاید همه اتفاق های بزرگ دنیا دقیقاً همین جوری شروع شده باشند؛ از یک ایده کوچک، یک نیاز واقعی، چند وسیله دم دستی و انسانی که تصمیم گرفته به جای تسلیم شدن، بسازد.
اما ماجرای مازیار فقط درباره خودش نیست؛ درباره هزاران نفری است که دیده نمی شوند.
حالا این سؤال را بپرسید که در این کشور پهناور، چند مازیار دیگر هست که ایده اش هنوز در ذهنش مانده؟ چند جوان، چند دانشجو، چند انسان خلاق که راه حل یک مشکل را بلدند، اما هیچوقت فرصت نشان دادنش را پیدا نکرده اند؟ …
























































































































