وی افزود: درباره فساد، میان متفکران توسعه یک اتفاق نظر وجود دارد و آن این است که فساد، در ذات خود فعالیتی پنهانکارانه است. اگر بخواهیم نسبت به یک فعالیت پنهانکارانه شناخت عالمانه پیدا کنیم، باید به سراغ نشانهها برویم. تقریباً همه متفکران بزرگ توسعه از دریچه نشانهها وارد مسئله فساد شدهاند و معتقدند با نشانهها بهتر میتوان مسئله را به اندازه عمقی که دارد شناسایی و با آن برخورد کرد.
مومنی ادامه داد: یکی از پرسشهای بسیار بزرگ این است که چرا در بالاترین سطوح قاعدهگذاری کشور ما، نه فقط در سالهای اخیر بلکه در طول تاریخ، از بالاترین سطوح تا پایینترین لایههای اجتماعی، فساد را شخصمحور میبینند و راهحلهایی که ارائه میشود نیز شخصمحور است. بارها در زندگی روزمره میشنویم که میگویند فردی را که فساد کرده بگیرید و اعدام کنید تا مایه عبرت دیگران شود و هرچه خشونت بیشتر باشد، عبرت بیشتری ایجاد میشود.
وی افزود: در حالی که بسیاری از جامعهشناسان توسعه میگویند اگر ساختار نهادی در وقوع فساد مقصر باشد، اعدام افراد نمیتواند راهحل مسئله تلقی شود. مجازات فرد فقط زمانی موضوعیت پیدا میکند که محرز شود منشأ آن جرم صددرصد فردی بوده است؛ وگرنه اگر ساختار نیز در آن نقش داشته باشد، نمیتوان تمام مسئولیت را متوجه فرد کرد. مسئله به این سادگی نیست.
این اقتصاددان گفت: از طریق همین نشانهها میتوان بهروشنی ردگیری کرد چه کسانی نفع میبرند که فهم ما از فساد همچنان شخصمحور بماند و فهم ما از راهحلهایی که ارائه میدهیم نیز همچنان شخصمحور باشد. …























