شاید برای شما هم پیش آمده باشد در زمان خواندن شعری از شاعران کهن خراسانی به چند واژه رسیده باشید که در لهجه مادریتان هنوز زنده است. کلماتی که شما از معنا و کاربرد آن آگاهی دارید ولی بسیاری از استادان دانشگاه، درباره خراسانی بودن این کلمه و معنی اش چیزی نمی دانند.
کلماتی که در لهجه های مختلف به کار می روند، در واقع ریشه های زبان فارسی امروزند. شناخت ریشه واژهها علاوه بر این که در خوانش بسیاری از متون کهن راهگشاست به ارتباط دقیقتر، انتقال بهتر مفاهیم در گفت و گوها و جلوگیری از برداشتهای نادرست از کلام کمک میکند. اگر این میراث بهدرستی ثبت و آموزش داده نشود، پیوند ما با متون کهن گسسته میشود و این منابع برای نسلهای بعد ناشناخته خواهد ماند. علیرضا بدیع، شاعر و پژوهشگرخراسانی چند سالی است که در صفحه شخصی خود به چرایی اهمیت لهجه و ریشه کلمات در ادبیات می پردازد، در ادامه با بدیع در این باره گفت و گو کرده ایم.
جناب بدیع ابتدا برویم سراغ این سوال که چرا شناخت لهجه های مناطق مختلف ایران و به ویژه خراسان مهم است ؟
ببینید،همان قدر که فهم ریشه واژگان به تصحیح نسخ و متون کهن کمک کند،گویش و لهجههای مناطق مختلف کشور در تصحیح متون موثر است. گاهی اختلاف نسخهها و ضبطهای نابجا یا واژهای که مصحح آن را اشتباه تصور کرده، ممکن است با شناخت یک گویش منطقهای توضیح داده شود. به ویژه در آثاری که در یک حوزه جغرافیایی مشخص پدید آمدهاند، شناخت زبان و گویشهای همان منطقه میتواند برای فهم واژگان اثر بسیار ارزشمند باشد.
نمونه موفقش تصحیح استاد یاحقی برتاریخ بیهقی و شاهنامه است؛استاد محمدجعفر یاحقی، خراسانی است و با انواع لهجه های رایج در خراسان آشنایی دارد؛ او در مواجهه با تاریخ بیهقی و شاهنامه به نکات بکری در زمینه کاربرد لهجه در این متون دست یافته و به درستی به تصحیح متون پرداخته است.
یک نمونه روشن دیگر از اهمیت فهم درست واژهها، ماجرایی است که برای استاد شجریان پیش آمده بود. فردی با توهین به استاد شجریان گفته بود که شجریان معنای «گلاب» … …





















