روزگاری در میانه سده نوزدهم، خطوط مرزی روی کاغذهای پوستی عهدنامههای شیمودا و سنپترزبورگ با آرامش میان دو همسایه دستبهدست میشد و ژاپن دامن حاکمیت خود را بر آبهای جنوبی این مجمعالجزایر میگسترد؛ اما شروع جنگهای قرن بیستم ورق را برگرداند.
تحقیر ارتش تزار در نبردهای ۱۹۰۵ دیری نپایید. در واپسین روزهای اوت ۱۹۴۵، همزمان با غروب امپراتوری خورشید ژاپن، فرمان ارتش سرخ برای تاختن به عمق جزایر کوریل صادر شد. شوروی با استناد به پیروزی در نبرد بزرگ میهنی و دستاوردهای کنفرانس یالتا، این باریکه استراتژیک را به عنوان غنیمت مشروع جنگی تصاحب کرد؛ غنیمتی که حتی اعلامیه مشترک ۱۹۵۶ و وعده نصفهنیمه مسکو برای بازگرداندن دو جزیره شیکوتان و هابومای نیز نتوانست توکیو را از مطالبه حداکثری هر چهار نگین راهبردی منصرف سازد. این لجبازی تاریخی، گره مناقشه را به کلافی سردرگم بدل کرد.
سالها گذشت و کرملین با حوصلهای … …

































