این محصول حتی مشتری خارجی هم داشت اما متاسفانه به مرور زمان و با حذف آزمایشگاههای کنترل کننده کیفیت مالچ در ساختار سازمان منابع طبیعی، پس از خصوصی شدن پالایشگاهها، تغییراتی در فرمول اولیه مالچ ایجاد شد و آن را به محصولی تبدیل کرد که نه تنها کیفیت و کارایی سالهای ابتدایی استفاده از آن را نداشت، بلکه ترکیبی مضر بود که استفاده از آن مورد اعتراض فعالان محیط زیست است. با وجود همه این مسائل، هنوز هم مردمانی که روزهای سیاه دهه 40 را به خاطر میآورند، مالچ نفتی را نجات بخش زندگی خود میدانند.
روزهایی که نخستین برنامههای تثبیت شن در ایران اجرا شد، برنامههای توسعه از سالها قبل شروع شده بود اما ایران آنطور که باید طعمش را نچشیده بود. در دهه 30 و 40 هنوز زندگی مردمانی که در مرکز ایران ساکن بودند، با هجوم شن و ماسه روان مختل میشد. دیگر روشهای بومی و قدیمی برای حل این معضل جواب نمیداد زیرا راهها و فرودگاههایی که ابزار توسعه بودند، نمیتوانستند هیچ خللی را در روند فعالیتشان تحمل کنند.
در آن سالها، مردمان کویر کم و بیش خانه به دوشانی بودند که با هر بار رسوب شن و ماسه تا بالای دیوار قلعههایشان، آن قلعه را ترک میکردند و بنایی جدید برای استقرار خود میساختند؛ تا علاوه بر حفاظت از هجوم شن و ماسه، از گزند حمله دزدان هم در امان بمانند. مهمترین درخواست مردمان آن روزها از حکومت، به گواه اسناد موجود، کنترل حرکت شن و ماسه بود تا آنها بتوانند در یکجا ساکن شوند. شاید همین درخواستها و توجه به صنعتی شدن ایران بود که نخستین ایستگاه تثبیت شن در حارث آباد سبزوار را ایجاد کرد.
این ایستگاه در سال 1346 آغاز به کار کرد و کارشناسان وقت سازمان منابع طبیعی فعلی، به کمک تاغهای وارداتی از روسیه، سعی کردند که حرکت شنهای روان را کنترل کنند. دستاندرکاران ایستگاه تثبیت شن، بعدها فهمیدند که همینگونه وارداتی در ایران هم وجود دارد. آنها با جمعآوری بذرهای تاغ ایرانی از دل کویر، نهالهای ایرانی را جایگزین انواع خارجی کردند اما این دیوارههای سبز هم نتوانست شنهای سرگردان بیابانهای ایران را آنطور که مورد نیاز کشور بود، تثبیت کند.
مالچ، اولین ورود ترکیبات شیمیایی به موضوع تثبیت شن
به گواه اطلاعات موجود در کتاب تاریخ شفاهی بیابان، تلاش برای استفاده از مالچ برای کنترل حرکت ماسههای روان به سال 1346 باز میگردد. گویا محمدرضا پهلوی در سفری به بندرعباس مشاهده میکند که شنها، باند فرودگاه را درگیر کردهاند؛ در نتیجه از سازمان منابع طبیعی وقت -که سازمان جنگلها نامیده میشد- میخواهد که این پدیده کنترل شود. از آنجا که اقدامات مهندس هنگ آفرین (از کارشناسان سازمان منابع طبیعی) برای تثبیت شن و ماسه با روش بیولوژیک (کاشت درخت) هم نتوانسته بود شنهای مهاجم را مهار کند، کارشناسان وزارت نفت وارد این کارزار میشوند.
سید مهدی مهدوی از کارشناسان وزارت نفت قبل از انقلاب که هسته اولیه تثبیت شن را در سازمان منابع طبیعی تشکیل میدهد، برای یافتن ترکیب مناسب تثبیت شن به کشورهایی مثل لیبی و غیره اعزام میشود تا از تجربیات آنها در این مسیر استفاده کند. او میبیند که در برخی از کشورها از ترکیبات نفتی از جمله قیر یا حتی آب و نمک برای کنترل حرکت ماسههای روان استفاده میکنند. ایده اولیه استفاده از ترکیباتی نفتی اگرچه وارداتی بود اما فرمولی که در ایران برای این هدف به کار گرفته میشود، منحصر به کشورمان بود.
مهدوی و منصور موید از وزارت نفت با توجه به ساختار نفت ایران، به فرمولی میرسند که با استفاده از آن مالچ تولید شود تا شنهای بیابان تثبیت شوند و به بذرهایی که در زیر مالچ مدفون میشوند، فرصت رویش و استقرار بدهد. برش نفتی استفاده شده در این ترکیب آنقدر بیضرر بوده که این روزها از همان برش برای تولید لوازم آرایشی هم استفاده میشود. محصول تولیدی آنها حتی مشتری خارجی هم پیدا میکند. روسیه در آن سالها، گوسفند اوراسیا داشته که برای برداشت پشم، از آن استفاده میکرده است. این کشور حاضر میشود در ازای دریافت مالچ، به ایران گوسفند بدهد اما در نهایت چنین معاملهای انجام نمیشود.
ابزار مالچ پاشی، اختراعی ایرانی
آنطور که مهدی آهنین از دیگر پیشکسوتان سازمان منابع طبیعی میگوید: اولین تیم مالچ پاش در بویین زهرای قزوین تربیت میشوند. شرایط تپههای شنی آنطور نبوده که تراکتور بتواند راحت روی زمین حرکت کند و منبع حاوی مالچ را حمل کند. در نتیجه باید کارشناسان ایرانی فکری هم به حال ابزار کار میکردند. به گفته آهنین، مالچ برای اینکه روان شود و روی شنها پاشیده شود، باید گرم میشد. تجهیزاتی هم که به آن فلفلی میگفتند و برای گرم کردن مالچ به کار میگرفتند را باید توسط تراکتور به بالای تپههای شنی حمل میکردند تا بقیه عملیات پیگیری شود.
از آنجا که چرخ این خودرو در داخل زمین گیر میکرد، همان هسته اولیه تیم مالچ پاشی به ذهنش میرسد که اسکی را طراحی کند. اسکی ماشینی بدون چرخ بوده که روی شنها سر میخورد و در جلوی آن لولهای برای مالچپاشی تعبیه میشود. ایده اسکی هم از اسکی روی یخ گرفته شده بود. از این ابزار برای کار در تپه البروایه در خوزستان استفاده میشود و از آن پس، ترکیب معجزهگر و زندگی ساز بیابانهای ایران، به برنامههای تثبیت شن کشور اضافه میشود.
حذف آزمایشگاهها از ساختار سازمان منابع طبیعی
آنطور که کارشناسان با تجربه سازمان منابع طبیعی میگویند، محصولی که به نام مالچ در وزارت نفت تولید میشده، به آزمایشگاههای وابسته به سازمان منابع طبیعی تحویل میشد تا کیفیت آن کنترل شود و ترکیب دریافتی، منطبق بر همان فرمول پیشنهادی سازمان منابع طبیعی باشد. اما به تدریج بعد از انقلاب با حذف آزمایشگاههای کنترل کیفیت از ساختار منابع طبیعی و تغییراتی که در دفتر تثبیت شن ایجاد میشود، گویا فرمول مالچ هم دستخوش تغییر میشود.
جلال اخوان که سابقه کار با تیم اولیه مالچ پاشی ایران را داشته، در خاطراتش میگوید که بعد از بازنشستگی بهعنوان ناظر به یک پیمانکار مالچ پاشی معرفی میشود اما با محصولی برخورد میکند که اصلا کیفیت آن با مالچهای قبل از انقلاب همخوانی نداشته است. حمیدرضا عباسی از محققان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع هم میگوید که در دهه 90، مالچ نفتی استفاده شده در عرصههای طبیعی را آزمایش میکند و متوجه میشود که این مالچ حاوی ترکیبات خطرناکی است که برای طبیعت مضر است و میتواند به آبهای زیرزمینی نفوذ کرده و زمینه آلودگی این منابع را فراهم کند.
پالایشگاهها فرمول را تغییر دادند
علی احسان نظربیگی از کارشناسان وزارت نفت درباره نحوه شناسایی فرمول اولیه مالچ میگوید که در آن ترکیب از فرمول شرکت اسوی آمریکا استفاده میشود اما این فرمول توسط کارشناسان ایرانی بومیسازی میشود. بر اساس مطالعات انجام شده، از برش وکیوم باتوم برای تولید مالچ در قبل از انقلاب استفاده میشود. زیرا در فرمول اولیه پیشنهادی اسو از نفت کوره استفاده شده بود ولی محصول نهایی چسبندگی لازم را نداشت. به گفته او، منافع اقتصادی و برخی سودجوییها پس از خصوصی شدن پالایشگاهها باعث شده تغییراتی در فرمول اولیه مالچ ایجاد شود و پالایشگاهها به سمت تولید مالچی با پایه نفت کوره به جای وکیوم باتوم بروند.
نظربیگی بر این باور است که اگر نظارتها تشدید شود و قرارداد همکاری بین سازمان منابع طبیعی و پژوهشگاه نفت بسته شود، حتما میتوان به ترکیب مناسب و کم ضرر مالچ رسید. ترکیبی که با سالها تلاش کارشناسان ایرانی برای بازگرداندن زندگی به مردمان ساکن در مناطق خشک ایران به دست آمده بود، در طول زمان آنقدر تغییر کرده که به محل مناقشهای جدی میان فعالان محیط زیست و سازمان منابع طبیعی تبدیل شده است. زندگی در مناطق درگیر با پدیده حرکت شنهای روان، کار آسانی نیست و با توجه به وسعت بیابانهای ایران، چارهای نداریم که کانونهای بحرانی مجاور مناطق حساس کشور مثل فرودگاهها، راهها، روستاها و ... را کنترل کنیم. کاش باز هم با تشدید نظارتها، به تولید مالچ با فرمول بیضرر باز گردیم تا دغدغه فعالان محیط زیست هم کاهش یابد.



















