تقابل ایران و آمریکا ریشه در انقلاب اسلامی و اختلافات عمیق سیاسی و راهبردی دارد و مسئله هستهای تنها یکی از ابعاد آن است. چهار دهه تقابل غیرمستقیم، شکلگیری محور مقاومت و تحولات منطقهای سرانجام به جنگ مستقیم انجامید. با وجود برتری گسترده نظامی آمریکا، ایران توانسته با تکیه بر موشکها، پهپادها و اهرمهای منطقهای مقاومت کند و آمریکا و اسرائیل را با بنبست مواجه سازد. تشدید حملات به نیروهای آمریکایی و افزایش فشار بر هرمز، اکنون جنگ را به مرحلهای تعیینکننده نزدیک کرده است.
حسن نافعه-المیادین| ایران نزدیک به ۱۵ ماه است که درگیر جنگی نامتقارن با آمریکا است؛ جنگی که از سوی واشنگتن بر تهران تحمیل شده است. در نگاه نخست، شکاف قدرت میان دو طرف آنقدر بزرگ است که بسیاری نتیجه این رویارویی را از پیش به سود آمریکا میدانند و معتقدند ایران در نهایت چارهای جز پذیرش خواستههای واشنگتن نخواهد داشت. مقایسه بودجههای نظامی دو کشور در سال ۲۰۲۶ نیز در نگاه اول این برداشت را تقویت میکند. آمریکا حدود ۹۰۰ میلیارد دلار برای هزینههای نظامی خود اختصاص داده، در حالی که بودجه نظامی ایران کمتر از ۱۰ میلیارد دلار است؛ شکافی که بهخوبی تفاوت گسترده ظرفیتهای قدرت میان دو طرف را نشان میدهد.
با این حال، نتیجه یک جنگ را نمیتوان صرفاً بر اساس حجم منابع قدرت طرفین تعیین کرد. قدرت سخت، نرم و هوشمند تنها بخشی از معادله هستند و عوامل متعدد دیگری، چه آشکار و چه پنهان، میتوانند مسیر یک منازعه را تغییر دهند. از همین منظر، تداوم مقاومت ایران در برابر این جنگ نامتقارن نشان میدهد که شکاف بزرگ قدرت الزاماً به معنای نتیجهای از پیش تعیینشده نیست و این رویارویی ممکن است در نهایت به نتایجی منجر شود که با فاصله قابلتوجه قدرت میان دو کشور همخوان نباشد.
مناقشه ایران و آمریکا؛ فراتر از پرونده هستهای …



























































































































