در میان همین خاطرات و نشانههای تاریخی، گاهی واژهها دست به دست هم میدهند تا قصهای تازه از دل گذشته برآورند؛ قصهای که اگرچه ریشه در تاریخ دارد، اما قرار نیست تاریخ را روایت کند. «دختر اصفهان» روایتی است که از اصفهان روزگار قاجار آغاز میشود؛ از شهری که روزهای دشوار و پرالتهابی را پشت سر گذاشته و در میان ویرانیها و زخمهای زمان، همچنان برای ماندن و زندگی کردن تلاش میکند.
این بار اما راوی این قصه، تنها پادشاهان، حاکمان و نامهای آشنای تاریخ نیستند، بلکه زنی ایستاده در مرکز روایت است که سرنوشت او با سرنوشت شهر گره میخورد. مریم، شخصیت اصلی داستان، از دل زندگی مردم عادی سربرمیآورد؛ زنی که قصه میگوید، میآموزد، عاشق میشود، رنج میکشد و در مسیری قرار میگیرد که او را به بخشی از سرنوشت اصفهان پیوند میدهد.
«دختر اصفهان» تلاش میکند در کنار روایت یک داستان عاشقانه به بخشهایی از حافظه کمتر دیدهشده شهر نیز سرک بکشد؛ به شهری که بارها زخم خورده، اما هر بار از میان ویرانهها دوباره قد کشیده است.
مسعود صفری، دانشآموخته کارشناسی ارشد ادبیات فارسی که سالها در حوزه شعر فعالیت داشته و در چند جشنواره ادبی نیز موفق به کسب رتبه شده و اکنون اثر جدیدش را در قالب کتاب منتشر کرده است، به خبرگزاری ایمنا آمد تا پیرامون کتاب «دختر اصفهان» با ایشان به گفتوگو بنشینیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
ایمنا: ایده اولیه تالیف کتاب «دختر اصفهان» از کجا آمد و دغدغه اصلیتان در نگارش آن چه بود؟
صفری: به نظرم بسیاری از داستانها از همان ابتدا قرار نیست به مقصدی برسند که نویسنده برایشان تعیین کرده است و گاهی نویسنده یا شاعر قصد دارد شعری عاشقانه بگوید، اما در میانه راه میبیند که شعر به سمت عرفان رفته است یا قصد دارد روایتی عارفانه بنویسد، اما در نهایت با یک داستان عاشقانه روبهرو میشود، ازاینرو داستان گاهی خودش مسیرش را پیدا میکند. …



























