وی ادامه داد: انگور یکی از محصولات استراتژیک استان قزوین است و بالغ بر ۳۵ هزار هکتار انگور در این استان وجود دارد که اقتصاد بسیاری از باغداران به این محصول وابسته است.
رئیس بخش تحقیقات گیاه پزشکی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی قزوین افزود: یکی از معضلات باغداران استان قزوین، بیماری «زوال انگور» است؛ اما شایان ذکر است که در کنار این مسئله، مقرر شده است طرح تحقیق و توسعه توسط موسسه تحقیقات گیاهی کشور بهصورت «پایلوت» در استان اجرا شود تا مدیریت لازم برای این بیماری و کاهش خسارات آن انجام شود.
وی تشریح کرد: عوامل خسارتزا شامل آفات، بیماریها و علفهای هرز است که ما مجموعاً به آنها «مشکلات گیاهپزشکی» میگوییم. این عوامل میتوانند منجر به کاهش عملکرد و پایین آمدن کیفیت محصول انگور شوند. بالغ بر ۳۰ درصد از خسارت سالانه در برخی محصولات کشاورزی، زراعی و باغی میتواند ناشی از این سه عامل خسارتزا باشد.
داوودی عنوان کرد: بیماریهای زیادی در انگور وجود دارد که باعث کاهش عملکرد میشود. این بیماریها ممکن است توسط پاتوژنها و عوامل مختلفی از جمله قارچها، ویروسها، فیتوپلاسماها، نماتدها و عوامل دیگر ایجاد شوند.
وی افزود: بسیاری از عوامل قارچی، بیماریهای هوازاد را در انگور ایجاد میکنند. این موضوع باعث میشود که شناسایی و کنترل این بیماریها برای باغدار امکانپذیر باشد و آنها بتوانند بهراحتی با سمپاشی، این موضوع را مدیریت کنند. در سالهای اخیر در خصوص این نوع بیماری در استان، مشکلی نداشتیم.
این عضو هیئت علمی اعلام کرد: در سالهای اخیر، یک بیماری به نام «زوال یا خشکیدگی انگور» شایع شده است که در عرض چند سال باعث خشک شدن درختان انگور میشود. طبق تحقیقات انجامشده روی این بیماری، این یک مشکل «چندعامله» است و عامل مشخصی وجود ندارد که بتوان بهطور قطعی به باغدار توصیه کرد.
وی با تأکید بر اینکه پرونده تحقیق درباره عوامل این بیماری همچنان باز است، بیان کرد: به نظر میرسد یکی از عوامل تغییرات اقلیمی در سالهای اخیر باشد، این عامل شامل گرم شدن هوا، افزایش شدید دما و کاهش ذخیره سفرههای آب زیرزمینی و به تبع آن کاهش تعداد دفعات آبیاری میشود.
داوودی افزود: این نوع بیماریها میتوانند توسط دو نوع عامل زنده و غیرزنده ایجاد شوند که در این بیماری، ترکیب هر دو این عوامل مشاهده میشود. از میان عوامل غیرزنده، تغییرات اقلیمی یکی از مهمترین دلایل به شمار میرود. در میان عوامل زنده نیز پاتوژنهای قارچی، ویروسی و باکتریایی وجود دارند که در این میان، عامل قارچی مهمترین عامل در بروز این بیماری محسوب میشود.
وی خاطرنشان کرد: عوامل ایجاد قارچها در استان شناسایی شدهاند که یکی از مهمترین آنها در استان قزوین، بیماری «اسکا» است. اسکا یک بیماری قارچی مربوط به قارچهای چوب و تنه درخت است؛ یعنی قارچهایی هستند که به قسمت تنه، چوب و آوندهای چوبی حمله کرده و باعث خسارت میشوند. میزان این خسارات به سن درخت بستگی دارد و میتواند از پژمردگی و زردی آغاز شده و در درختان مسنتر که مقاومت کمتری دارند، به زوال یا خشکیدگی منجر شود.
رئیس بخش تحقیقات گیاه پزشکی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی قزوین افزود: «زوال یا خشکیدگی انگور» علائم خود را در برگهای درخت بهصورت «لکه برگی» نشان میدهد. این علامت شبیه به پوست ببر است و در اصطلاح انگلیسی به آن «Tiger Spot» یا همان «لکه ببری» میگویند. در واقع، آن پنجههایی که بین برگها ایجاد میشود، شبیه پوست ببر است که تشخیص آن را آسان میکند.
وی بیان کرد: در انواع بیماریها، بیماری «سفیدک سطحی» نیز وجود دارد که مهمترین علائم آن با بریدن شاخهها و برگها محرز میشود. وقتی تنهها و شاخهها را برش میدهیم، یک نوع پوسیدگی سفیدرنگ در قسمت آوندهای چوبی مشاهده میشود که این بخش پوسیده بسته به قطر تنه، میتواند از چند سانت تا چند ۱۰ سانت اشاعه پیدا کند. هرچه بافت پوسیده بیشتر باشد، درخت به مرگ و زوال نزدیکتر است.
داوودی افزود: اگر این موضوع در مرحله ابتدایی باشد، درخت میتواند با آبیاری، کمبود آب خود را جبران کند تا به حالت زوال نرسد و در مرحله پژمردگی و زردی باقی بماند. اما با گسترش پوسیدگی، بیماری میتواند منجر به مرگ و زوال شود که در منابع علمی به آن «آپوپلکسی» یا «سکته» میگویند و حالت حاد این بیماری محسوب میشود؛ در حالی که بیماری برگها از نوع مزمن است و میتوان با آن مبارزه کرد.
این محقق در پاسخ به این سوال که رسیدن درخت انگور به مرحله زوال چقدر طول میکشد، پاسخ داد: بسته به شرایط آبوهوایی و رقم انگور که مقاومتهای متفاوتی دارند، این روند بین یک تا سه سال طول میکشد. از آنجایی که درختان تاکستان استان قزوین قدیمی و دارای سن بالا هستند، این اتفاق در استان ما بسیار سریع رخ میدهد.
وی در ادامه اشاره کرد: یکی از توصیههای ما به باغداران این است که درختانی که از عمر اقتصادی آنها گذشته است را امحاء کرده و با استفاده از روشهای نوین باغداری، اقدام به احداث باغهای جوان کنند تا بتوانیم بهمرور زمان، این بیماری را در استان ریشهکن کنیم.
داوودی تأکید کرد: اگر با این درختان مسن به فعالیت خود ادامه دهیم، خود آنها میتوانند عامل انتشار بیماری در شهرها یا حتی سایر شهرها باشند؛ این امر از طریق قلمه یا سایر روشهای تکثیر امکانپذیر است.
رئیس بخش تحقیقات گیاه پزشکی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی قزوین تصریح کرد: اخیراً بیماری دیگری به نام «فیتوپلاسما» در برخی استانها، بهویژه استان قزوین، وارد شده است که این فیتوپلاسماها میتوانند در عارضه «زوال»، در بخش مزمن بیماری دخیل باشند.
وی افزود: فیتوپلاسماها مجموعهای از باکتریهای فاقد دیواره سلولی هستند که در آوند آبکش زندگی میکنند و توسط نوعی ناقل به نام «زنجره» منتقل میشوند. زنجرههای آلوده از درختی به درخت دیگر مینشینند و این عامل فیتوپلاسما را به آوند درخت جدید منتقل میکنند.
داوودی خاطرنشان کرد: استقرار این عامل در آوند آبکشی و تکثیر آن باعث میشود که مسیر انتقال مواد غذایی مسدود شود. این درختان علائمی از خود نشان میدهند که بهدلیل قرارگیری در آوند آبکشی، این علائم خفیفتر هستند؛ اما این علائم طیف وسیعی دارند و شامل تغییر رنگ، تغییر شکل، چوبی نشدن کامل درختان و تغییر رنگ برگها میشود. بهویژه در ارقامی که میوههای قرمز دارند، برگها به رنگ قرمز و ارغوانی در میآیند و در ارقامی مانند «بیدانه سفید»، این تغییر رنگ به سمت زرد و رنگهای روشنتر است. این موارد نیز بهمرور زمان و بهدلیل از بین بردن آوند آبکشی، میتوانند در عرض چند سال منجر به زوال شوند.
وی افزود: خود آفات که جزو بیماریها محسوب نمیشوند، میتوانند در بیماری زوال دخیل باشند؛ به این معنا که بهگونهای به کمک عوامل قارچی عمل میکنند. «زنجره مو» مهمترین آفتی است که در استان دردسرساز بوده و کنترل آن دشوار است. در سالهای اولیه، تمهیداتی که کارشناسان و باغداران باید اتخاذ میکردند، انجام نشد و همین امر باعث شد که این آفت در استان مستقر شود.
این محقق اشاره کرد: «زنجره مو» سیکل زندگی بسیار پیچیدهای دارد و عوامل خسارتزای این آفت، لاروهای آن هستند که به مدت هفت سال از ریشهها و خاک تغذیه میکنند و این امر باعث ضعف درخت میشود. وقتی درخت ضعیف باشد، پاتوژنها یا عوامل بیماریزا بهعنوان عوامل ثانویه بهدنبال درخت ضعیف میگردند و بلافاصله به آن حمله کرده و درخت را در عرض چند سال از بین میبرند.
وی درباره فعالیت جدید مرکز گفت: ما در حال اجرای یک پروژه مسئلهمحور داریم که حالت ترویجی دارد و به آن «طرحهای تحقیقی-توسعهای» میگوییم. این پروژه در سطح «پایلوت» در استان انجام میشود. در این روش، باغداران میتوانند مراجعه کرده و اعلام کنند که چه طرحهایی را اعمال کردهاند و تلفیق چه روشهایی منجر به از بین رفتن زوال شده است. در حال حاضر، این پروژه در استان در حال تدوین است و از آنجایی که این موضوع ترکیبی از عوامل مختلف است، متخصصین زیادی در این طرح مشارکت دارند.
داوودی تصریح کرد: در این طرحِ تحقیق و توسعه، متخصصین تغذیه، آفات، آبیاری و بیماریها در کنار هم جمع شدهاند. ما یک پروژه پایلوت در سطح ۵۰ هکتار و در سه باغ در نظر گرفتهایم تا تمام توصیهها و همچنین آنچه در منابع و تحقیقات ما وجود دارد، روی این پایلوتها آزمایش کنیم. هدف از این کار، نشان دادن اثرگذاری و میزان کاهش خسارت به باغداران است تا آنها نیز به سمت روشهای جدید مبارزه، تلفیق روشها و «مدیریت تلفیقی آفات» که یکی از اصول مبارزه در علم گیاهپزشکی است، ترغیب شوند.
رئیس بخش تحقیقات گیاه پزشکی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی قزوین با این توضیح که در علم بیماریها، چیزی به نام «کنترل مطلق» وجود ندارد، تأکید کرد: ما نباید به یک روش اکتفا کنیم، بلکه باید به سمت «تلفیق روشها» حرکت کنیم تا بهمرور زمان بتوانیم خسارت این بیماری را کاهش دهیم. کنترل بهصورت نسبی وجود دارد، به این معنا که باید میزان خسارت را به زیر «آستانه اقتصادی» برسانیم.
وی با اشاره مجدد به اینکه کنترل بهصورت نسبی است و باید خسارت را در محدوده آستانه اقتصادی مدیریت کرد، تأکید کرد: ما یک «آستانه اقتصادی» داریم؛ اگر بیماریها در سطحی پایینتر از آن سطح باشند، خسارت آنها از نظر اقتصادی قابل توجه نیست. معمولاً به باغداران توصیه میکنیم که اگر آفت در چنین اندازهای است، نیازی به سمپاشی نیست، زیرا اگر این کار را انجام دهند، خودِ هزینه سمپاشی باعث میشود خسارت اقتصادی آنها بیشتر شود. در نتیجه، اگر میزان خسارت زیر آستانه باشد، ما بههیچوجه انجام اقدامات شیمیایی را توصیه نمیکنیم.
داوودی در پایان تأکید کرد: یکی از اهداف ما، کاهش استفاده از سموم شیمیایی است. از آنجایی که مصرف سموم وارد زنجیره غذایی ما شده و میتواند منجر به بیماریهایی شود، برای ما بسیار مهم است که کشاورزان را متقاعد کنیم تا کمتر از سموم شیمیایی استفاده کنند. آموزش «آستانه اقتصادی» نیز روشی است که به باغداران میآموزیم تا بدانند تا زمانی که میزان خسارت بالا نرفته است، نیازی به استفاده از سموم شیمیایی نیست. این اقدام هم باعث تولید محصول سالم میشود و هم از بروز خسارت اقتصادی برای کشاورز جلوگیری میکند.
انتهای پیام































































