بخشی از این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
مجتنی امانی دیپلمات پیشین می گوید: یمن طی دهههای گذشته همواره با محیط عربی پیرامونی خود، بهویژه عربستان، دچار چالش بوده است. تلاشهای متعددی نیز برای حذف فرهنگ، سیاست و هویت یمنی از محیط عربی صورت گرفته است.
بحران کنونی یمن ریشهای ۱۲ ساله دارد. از سال ۲۰۱۴، سعودیها در چارچوب حرکتی که از آن زمان برای مهار ایران آغاز و بهتدریج تشدید شده بود، بخشی از این مسئولیت را پذیرفتند و به انصارالله حمله کردند. تصور آنها در آن مقطع این بود که - با ائتلافی که در ابتدا با حضور حدود ۲۰ کشور شروع شد، اما در نهایت تنها یکی دو کشور بیشتر در این مسیر باقی نماندند - میتوانند یک حرکت نظامی علیه انصارالله آغاز کنند و ظرف چند هفته کار انصارالله را به پایان برسانند. با این حال، این موضوع به درازا کشید و اکنون شاهد آن هستیم که بحران یمن با موضوعات دیگر منطقه درهم آمیخته است. بنابراین اگر بگوییم موضوع یمن با طراحی آمریکاییها، اسرائیلیها و سعودیها اکنون درصدد حل شدن است، این امر بسیار دور از دسترستر از دهههای گذشته یا شرایطی است که بارها برای حل مسأله یمن تلاش شده و در عین حال، موضوع یمن حفظ شده است. این تلاشها نیز در مقاطع مختلف ناموفق بودهاند و اکنون اساساً امکان طراحی و اجرای حتی بخشی از طرحهای سابق درباره انصارالله وجود ندارد.
به نظر من، کشورهای عربی خلیجفارس باید به تجربه اقدامات گذشته خود در قبال ایران و نتایج آن توجه کنند. در طول تاریخ روابط، شاهد حمایت همهجانبه برخی کشورهای عربی از صدام بودیم؛ از جمله همکاری نظامی مصر، اردن و یمنِ علی عبدالله صالح با عراق و همچنین حمایت اقتصادی و جغرافیایی عربستان و کویت از صدام. این اقدامات از سوی جمهوری اسلامی ایران بهعنوان اقدامی خصمانه تلقی شد.
جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد پس از جنگ هشتساله، این موضوع را نادیده بگیرد و مسیر همکاری را باز کند. در مقاطع مختلف نیز پیشنهادهایی درباره همکاریهای منطقهای میان ایران و شش کشور عربی خلیجفارس ارائه شد، اما در این مسیر، همکاری مناسبی از سوی برخی از این کشورها مشاهده نکردیم.
… …



































































































































































