قیمت طلا امروز




 عکس سوگ

 سایت رکنا / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۶/۰۵

«بابا هنوز زنده‌ای... قلبت جای دیگری می‌تپد»

حوادث رکنا: بعضی مراسم‌ها برای تشویق و تقدیر برگزار می‌شوند، اما بعضی دیگر آدم را وادار می‌کنند چند دقیقه فقط سکوت کند. دیروز، سالن بیمارستان سینا پر بود از قاب عکس‌هایی که لبخندشان هنوز زنده بود؛ پدرها، مادرها، دخترها، پسرها و تازه‌عروس‌هایی که دیگر میان خانواده‌هایشان نبودند، اما قلب، کبد، کلیه یا چشمانشان هنوز در بدن انسان دیگری زندگی می‌کرد. کنار هم نشسته بودند؛ خانواده‌هایی که تلخ‌ترین روز عمرشان را تجربه کرده بودند و بیمارانی که همان روز، دوباره متولد شده بودند. یک طرف، سوگ بود و جای خالی؛ طرف دیگر، تپش قلبی که دوباره آغاز شده بود.
 «بابا هنوز زنده‌ای... قلبت جای دیگری می‌تپد»
این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش رکنا، مراسم تجلیل از خبرنگاران حوزه اهدای عضو، با حضور دکتر ساناز دهقانی، رئیس واحد فراهم‌آوری اعضای بیمارستان سینا، کارکنان این واحد، خبرنگاران و خانواده‌های اهداکنندگان و گیرندگان عضو برگزار شد؛ اما آنچه در سالن جریان داشت، بیشتر از یک مراسم، روایت پیوند زندگی‌ها بود؛ زندگی‌هایی که در تلخ‌ترین نقطه ممکن به هم گره خورده بودند. اشک‌هایی که پشت روپوش سفید پنهان نمی‌شوند

دکتر ساناز دهقانی از لحظه‌هایی گفت که حتی برای تیم پزشکی هم قابل تحمل نیست.

او با قدردانی از همکارانش گفت وقتی خانواده‌ای باید درباره اهدای عضو تصمیم بگیرد، کادر درمان هم در همان غم شریک می‌شود؛ «همکاران من با تمام صبوری‌شان، آدم‌های بسیار احساسی هستند.»

بعد خاطره‌ای تعریف کرد که سالن را در سکوت فرو برد؛ نوجوان ۱۷ ساله‌ای که از کرج به بیمارستان سینا منتقل شده بود. آن روز، او و یکی از همکارانش آن‌قدر بی‌تاب شده بودند که این خانواده داغدار بودند که آنها را آرام می‌کردند.

دکتر دهقانی همچنین از سمیرا جعفری، همکارش، یاد کرد؛ زنی که سال گذشته در سانحه رانندگی جانش را از دست داد و خانواده‌اش با اهدای اعضای بدنش، زندگی را به بیماران دیگری هدیه کردند.

دختری که به قاب عکس پدرش گفت: «به تو افتخار می‌کنم»

زنی با شال سبز، قاب عکس همسرش علی رمضان‌دولابی را محکم در آغوش گرفته بود. کنار او، دختر کوچکش ایستاده بود؛ دختری که هنوز پدرش را با همان لبخند به خاطر می‌آورد.

همه چیز از یک شب عادی شروع شد.

ناگهان حال همسرش بد شد. اورژانس آمد و گفت سکته مغزی کرده است. بعد از انتقال به بیمارستان، پزشکان فهمیدند زائده‌ای در ساقه مغزش وجود دارد و باید جراحی شود.

جراحی انجام شد، اما امید هر روز کمتر شد.

۱۰ روز بیهوشی، دو بار خونریزی مغزی، دو عمل دیگر... و در نهایت جمله‌ای که هیچ خانواده‌ای دلش نمی‌خواهد بشنود: «مرگ مغزی.»

وقتی پزشکان از اهدای عضو حرف زدند، خودش از قبل جوابش را می‌دانست.

«همیشه به همسرم گفته بودم اگر برای من اتفاقی افتاد، اعضای بدنم را اهدا کنید.»

تنها مخالفت از طرف مادر و برادر همسرش بود، اما بعد از صحبت پزشکان، آنها هم رضایت دادند.

امروز، او از تصمیمش پشیمان نیست.

دخترش هم قاب عکس پدر را بغل کرد و آرام گفت:

«بابا، می‌دانم بهترین جای دنیا هستی. به تو افتخار می‌کنم. دلم برایت تنگ شده. جای خالی‌ات هیچ‌وقت پر نمی‌شود، اما ثواب اهدای اعضایت هم به خودت می‌رسد و هم به دیگران.»

«پدرم تاج سرم است»

حمید رئوفی‌نیا آن روز فقط برای انجام کاری از خانه بیرون رفت.

قرار بود برگردد.

اما در خیابان ۱۷ شهریور، یک موتورسیکلت مسیرش را عوض کرد و زندگی خانواده‌اش هم برای همیشه تغییر کرد.

وقتی دخترش تماس گرفت، صدای پدر نبود که پاسخ داد؛ یکی از کارکنان بیمارستان بود.

پزشکان گفتند فقط دو درصد شانس زنده ماندن دارد.

همسرش چند روز امید را رها نکرد، اما وقتی فهمید مرگ مغزی شده، با پیشنهادی روبه‌رو شد که قبلاً حتی فکرش را هم نمی‌کرد بپذیرد.

«همیشه می‌گفتم نمی‌توانم برای دیگری چنین تصمیمی بگیرم.»

اما پزشک فقط یک جمله گفت:

«اجازه بده خوبی همسرت در دو دنیا ثبت شود.»

همین جمله دلش را آرام کرد.

او رضایت داد.

امروز می‌گوید حتی ذره‌ای از تصمیمش پشیمان نیست.

پسر کوچکش هم در میان مراسم، شعری برای پدر خواند:

«نام زیبای پدر با سیم و زر باید نوشت... برکت نان و نمک از همت والای اوست... نامش تاج سر باید نوشت. به سلامتی تمام پدران سرزمینم.»

«بچه‌ها ما را بزرگ کردند»

پدر سیدمحمدجواد حسینی جهانبخش هنوز روز تصادف پسرش را با جزئیات به یاد دارد.

خرداد ۱۴۰۳ بود.

تصادف موتور.

یک هفته تلاش پزشکان.

و بعد، مرگ مغزی.

وقتی از آنها رضایت خواستند، همان بار اول قبول کردند.

قلب، کبد، کلیه‌ها، پانکراس، چشم‌ها، استخوان‌ها و احتمالاً پوست پسرشان به دیگران اهدا شد.

وقتی از او پرسیدند چه احساسی دارد، جوابش ساده اما تکان‌دهنده بود:

«اصلاً پشیمان نشدم. این بهترین کاری بود که خدا خواست و ما انجام دادیم. به نظر من، این بچه‌ها بودند که ما را بزرگ کردند؛ نه ما آنها را.»

قلب باران هنوز می‌تپد

عکس باران پر از گل‌های رنگی و پروانه بود.

مادرش آن را مثل جانش در آغوش گرفته بود.

باران بهمن ۱۴۰۲ در استخری در سرعین غرق شد.

چهار دقیقه طول کشید تا او را از آب بیرون بیاورند.

پنج روز در بیمارستان اردبیل ماند.

بعد مرگ مغزی.

اطرافیان مخالفت کردند.

حتی حرف از فروش اعضا زدند.

اما این خانواده از قبل معنای اهدای عضو را می‌شناختند؛ یکی از بستگانشان سال‌ها پیش گیرنده قلب شده بود و حالا پیانیست حرفه‌ای بود.

پدر و مادر باران تصمیم گرفتند قلب دخترشان خاموش نشود.

مادر گفت:

«خواستیم قلب باران به تپش ادامه بدهد.»

و امروز، همان قلب، جایی دیگر زندگی را ادامه می‌دهد.

«حالا چند ملیکا دارم»

ملیکا یوسفی فقط ۲۳ سال داشت.

مادرش، راضیه امیری، عکس دخترش را در دست گرفته بود؛ دختری با لباس سفید که روی آن نوشته شده بود: «قهرمان زندگی.»

ملیکا پیش از مرگ مغزی، کارت اهدای عضو گرفته بود.

آرزوهای زیادی داشت که ناتمام ماند، اما آخرین آرزویش برآورده شد.

مادرش گفت:

«از صمیم قلب خوشحالم که اعضای بدن ملیکا اهدا شد. امیدوارم در دنیای باقی به بهترین‌ها برسد. حالا من یک ملیکا ندارم؛ چند ملیکا دارم.»

خانواده‌ای که دوبار زندگی بخشید

در همان مراسم، از دبیر حوادث روزنامه جام‌جم هم تقدیر شد.

اما این تقدیر فرق داشت.

خانواده‌ای از او تشکر کردند که خودش روایتگر غم آنها شده بود.

قصه‌شان از پدر شروع شد.

محمدرشید جلیل‌پور، کوچک‌ترین پسر خانواده، آن روز برای اهدای اعضای پدرش اصرار کرده بود.

کبد و کلیه‌های پدر جان چند بیمار را نجات داد.

دو سال و یک هفته بعد، همان محمد صبح از خانه بیرون رفت و به مادرش قول داد دو روز دیگر با هم به مشهد بروند.

اما هرگز برنگشت.

او در پست‌بانک کار می‌کرد و همان روز بر اثر پارگی رگ مغزی، دچار مرگ مغزی شد.

این بار، خانواده همان راهی را رفتند که محمد برای پدرش انتخاب کرده بود.

خواهرش آرام گفت:

«محمد متعلق به این زمین نبود. امیدوارم قلبش هر جا که می‌تپد، عشق را هم با خودش برده باشد.»

نهال، دختری که مهر را ندید

مادر نهال بیشتر از آنکه حرف بزند، گریه می‌کرد.

قرار بود مهر سال گذشته، دخترش برای اولین بار به مدرسه برود.

اما شهریور، بعد از عمل لوزه، همه چیز تغییر کرد.

پنج روز بعد خونریزی کرد.

پزشک به جای اعزام به بیمارستان، داخل مطب سوندی وارد بینی نهال کرد.

حال دخترک وخیم شد.

۴۰ دقیقه تلاش در اورژانس، بازگشت تپش قلب و انتقال به بیمارستان امام علی (ع) کرج.

اما پزشکان گفتند: مرگ مغزی.

خانواده تصمیم گرفتند اعضای بدن نهال را اهدا کنند.

وقتی مادر خواست ادامه بدهد، صدایش شکست.

فقط توانست بگوید:

«نهال باید مهر پارسال به مدرسه می‌رفت...»

بعد از کمی سکوت، جمله‌ای گفت که هنوز در گوش همه ماند:

«ده سال است کارت اهدای عضو دارم. همیشه به همسرم گفته‌ام نگذار بعد از مرگم هیچ عضوی از بدنم نصیب خاک شود.»

تازه‌عروسی که سفرش ناتمام ماند

فاطمه بختیاری فقط ۲۵ سال داشت.

شش ماه از ازدواجش گذشته بود.

باردار هم شده بود.

بعد از سفر، دست و پایش ورم کرد.

پزشکان فقط گفتند نمک و حبوبات نخورد.

اما حالش بدتر شد.

در نهایت گفتند باید جنین فوراً خارج شود.

فشار خونش ناگهان بالا رفت.

۱۵ روز در بیمارستان شریعتی جنگید.

هوشیاری‌اش مدام بالا و پایین می‌شد.

تا اینکه مرگ مغزی اعلام شد.

مادرش گفت فاطمه پیش از این اتفاق، برای خودش، پدر، مادر و برادرش کارت اهدای عضو گرفته بود.

برای همین، وقتی نوبت تصمیم رسید، هیچ مقاومتی نکردند.

مردی که اهداکننده‌اش را قبل از پیوند دیده بود

آخرین روایت، متعلق به کسی بود که از آن سوی این قصه آمده بود.

او گیرنده کلیه بود.

ورزشکاری که رویای مدال جهانی داشت.

اما مربی‌اش به جای تمرین اصولی، مکمل تجویز کرد.

کم‌کم هر دو کلیه‌اش از کار افتاد.

دیالیز، درد، انتظار...

تا اینکه یک شب خواب عجیبی دید.

دو مرد بزرگوار و مردی که چهره‌اش مدام تکثیر می‌شد.

صبح تلفن زنگ زد.

کلیه پیدا شده بود.

وقتی بعد از پیوند به خانه خانواده اهداکننده در مازندران رفت، عکس روی دیوار را دید.

همان مرد خوابش بود.

او می‌گوید بعد از آن فقط زندگی‌اش برنگشت؛ مربی شنا شد، مدال گرفت و حالا با یک مؤسسه خیریه همکاری می‌کند تا امانت‌دار خوبی برای هدیه‌ای باشد که دریافت کرده است.

دختر جوان دیگری که او هم گیرنده کلیه بود، گفت بعد از پیوند، پدرش آن‌قدر تحت تأثیر قرار گرفت که چهار نفر دیگر از اعضای خانواده‌شان هم کارت اهدای عضو گرفتند.

زندگی، بعد از خداحافظی

آن روز، کسی در سالن از مرگ حرف نمی‌زد.

همه از زندگی می‌گفتند.

از قلب‌هایی که هنوز می‌تپند.

از چشم‌هایی که دوباره دنیا را دیده‌اند.

از کلیه‌هایی که دوباره امید را به بدن کسی برگردانده‌اند.

و از خانواده‌هایی که در سخت‌ترین لحظه عمرشان، تصمیمی گرفتند که شاید عزیزشان را برنگرداند، اما باعث شد زندگی، در بدن انسان‌های دیگری ادامه پیدا کند؛ انگار بعضی آدم‌ها، حتی بعد از رفتن هم، تمام نمی‌شوند.

برگرفته از صفحه حوادث روزنامه جام جم پایان خبر / رکنا / کدخبر 1242875

اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: بعد از نپال نوبت به عربستان رسید/ سیل همه چیز را با خود برد + فیلم آخر زمانی مشاهده خبر خبر ویژه «بابا هنوز زنده‌ای... قلبت جای دیگری می‌تپد» مرد تهرانی قبل از کمای مرگ قاتل خودش را معرفی کرد / فرهاد خواهرزاده ام قاتلمه !







یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ - 30 August 2026
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| ‏ویدئوی جدید وحشتناک از ورود سیل در نپال

سایت عصرایران

شهره سلطانی: چند ساعت بعد از عقد پشیمان شدم!

سایت تابناک

تصاویر گردنبند 600 الماسی مادر فوزیه که به سرقت رفت

سایت خبرآنلاین

ببینید | هیجان به قیمت جان؛ اسکیت‌سواری مرگبار در چالوس

سایت عصرایران

محسن نامجو: «شارلوت، من رفتم ایران؛ درکم کن!»

سایت عصرایران

منتقد سینما: مریلا زارعی بدترین بازی خود را در سریال کوری انجام داد

سایت تابناک

ماهی ترسناکی که پیام‌آور زلزله و سونامی است

سایت تابناک

تکرار سخنرانی آیت الله مطهری توسط داریوش اقبالی را ببینید

سایت خبرآنلاین

ببینید | انتقاد تند از صداوسیما: خجالت کشیدیم اسامی کارشناسانی که به تلویریون رفته اند منتشر کنیم/ برخی لحاف و تشک خود را …

سایت اقتصاد ۲۴

فیلم/چهره جدید ورودی رامسر که قطعا نگرانتان می‌کند!

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| ایران در فرزندآوری، رتبه یکی مانده به آخر جهان است

سایت تابناک

اقتصاد پنهان دزدان دریایی؛ چگونه یک کشتی شورشی به یک کسب‌وکار تبدیل می‌شد؟

سایت تابناک

ویدیویی که باید شیخ نشین‌ها ببینید: خلیج الفارسی

سایت رکنا

ببینید/ هجوم مردم به رب های ریخته شده در خیابان / در سبزوار رخ داد

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

فیلم| تهران، ۱۸۵ سال پیش

خبرگزاری ایرنا

قهرمانی که مرگش هنوز یک سؤال است

سایت عصرایران

لحظه نجات مرد گرفتار در سیلاب توسط یک فیل؛ صحنه‌ای باورنکردنی

سایت عصرایران

شکارِ شکارِ شکارچی!

سایت تابناک

چرا بعضی چرخ‌های کامیون با زمین تماس ندارند؟

سایت تابناک

خون‌خواه رهبرم؛ اما پوشک بچه شده 860 هزار تومن!

سایت فرارو

سیلاب اخیر، فیل‌ها را از نپال به هند منتقل کرد

سایت عصرایران

تجمع مسئولان، افتتاحیه، کلیپ تبلیغاتی با تصویربرداری هوایی و انتشار با آهنگی پرشکوه! حدس بزنید برای چه؟ / خودتان ببینید!

سایت عصرایران

فرود اضطراری موفق بالگرد اورژانس فارس با مهارت خلبان

سایت تابناک

تصاویر ورود محسن نامجو به ایران

سایت تابناک

تصاویر تلخ از سنگ قبر دزدی!

سایت اقتصاد ۲۴

فیلم/ مشاور قالیباف: مردم باعث گرانی شدند!

سایت تابناک

تکرار ادعاهای ترامپ از زبان المیرا شریفی مقدم!

سایت تابناک

4 ویدیو از حادثه آخرالزمانی در مرز چین و نپال

روزنامه هفت صبح

آگهی استخدام، تله کلاهبرداران هرمی بود

سایت عصرایران

گلدان جناب خان با ۷۵۰ سال قدمت افتاد و شکست!

سایت تابناک

لحظات زمین گیر کردن اراذل و اوباش سطح یک

سایت تابناک

تصاویر پرداخت احمد الشرع با ویزا کارت!

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| فیلم دیده نشده از لحظه بمباران پل b1

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| صحنه‌ای ترسناک از سیل آخرالزمانی نپال

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| لحظه تصادف مرگبار ۲ زن موتورسوار در یزد (۱۸+)

یکی از معروفترین سکانس‌های دیالوگ پُر اضطراب تاریخ سینما (تماشا کنید)
سایت عصرایران

یکی از معروفترین سکانس‌های دیالوگ پُر اضطراب تاریخ سینما (تماشا کنید)

بدون موسیقی، بدون تعقیب و بدون خشونت آشکار، فقط با دیالوگ و سکوت، تعلیقی می‌سازد که تماشاگر را میخکوب می‌کند.
سایت عصرایران

دانشگاه‌های دولتی هم باید شهریه بگیرند

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| ادعای جنجالی وکیل پژمان جمشیدی علیه زن شاکی

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تصاویری از وقوع گردباد در فرانسه

سایت تابناک

مکانیزم سامانه جدید هوش مصنوعی برای شناسایی و ترور + زیرنویس

سایت خبرآنلاین

ببینید | ویدئوی نادر از پزشکیان در دوران دانشجویی؛ سال چهارم پزشکی در اوایل انقلاب

چگونه یک اشتباه رسانه‌ای باعث فروپاشی دیوار برلین شد
سایت تابناک

چگونه یک اشتباه رسانه‌ای باعث فروپاشی دیوار برلین شد

دیوار برلین، یکی از مهم‌ترین نمادهای جنگ سرد، پس از ۲۸ سال نه با یک فرمان رسمی و برنامه‌ریزی‌شده، بلکه در پی یک اعلام شتاب‌زده در نشست خبری آلمان شرقی عملاً...
         
سایت تابناک

چرا این همه آگهی شغلی جعلی منتشر می‌شود؟

سایت خبرآنلاین

ببینید | رئیس سازمان بهینه‌سازی حرف دل مردم را زد: کیفیت خودروها دلیل مصرف بالای بنزین

آموزش کشتن پسر ترامپ همراه با جایزه 10میلیون دلاری در تلویزیون
سایت تابناک

آموزش کشتن پسر ترامپ همراه با جایزه 10میلیون دلاری در تلویزیون

صداوسیما در اقدامی کم سابقه ، اطلاعات محرمانه و مکان‌های دقیق تردد بارون ترامپ پسر دونالد ترامپ و نقاطی که وی در تیررس است را منتشر کرد و در انتها برای کشتن...
         
سناریوی ممتد یک فاجعه
خبرگزاری ایرنا

سناریوی ممتد یک فاجعه

تهران- ایرنا- پیش از آنکه بوی سوختن تن‌ها و فریادهای بلند مردان و زنان از پشت درهای بسته سینمارکس، گوش آبادان را کر کند، این قدرت و سید بودند که روی پرده «گوزن‌ها» نقش آفرینی می‌کردند. فیلمی که به سبب قصه‌اش، حواشی زیادی داشت و سوختنِ تماشاگرانش در آن شب گرم مردادماه در سینما رکس، خود تبدیل شد به هیزمی …
چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند
سایت عصرایران

چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند

در برخی نقاط، نشانه‌هایی از خراش‌های عمیق روی تنه درختان دیده می‌شود؛ خراش‌هایی که به نظر می‌رسد با ابزار نوک‌تیز ایجاد شده‌اند. از محل این زخم‌ها، شیره یا ر...
         
سایت تابناک

ویدیوی کامل مجری درباره «جنوب ایران فدای جنوب لبنان»

پایان یک صدا، آغاز صدها خاطره
خبرگزاری ایرنا

پایان یک صدا، آغاز صدها خاطره

تهران- ایرنا- بعضی صداها، فقط شنیده نمی‌شوند؛ در خاطره‌ها می‌مانند. صدای ایرج از همان صداها بود؛ صدایی که سال‌ها از رادیو به خانه‌ها آمد، روی تصویر ستاره‌های سینما نشست و با فردین چنان گره خورد که بخشی از حافظه سینمای ایران شد. حالا با رفتن ایرج، شاید صاحبِ صدا نباشد، اما صدایش هنوز زنده است.
سایت اقتصاد ۲۴

فیلم / توهین زشت یک نماینده مجلس به مهسا امینی

سایت انتخاب

ببینید/ روایتی از کهن ترین سکونتگاه بشر در ایران

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ هلند؛ سرزمین آب، حالا تشنه مانده است!

ایران خودرو و سایپا مسئول بحران بنزین شدند
سایت تابناک

ایران خودرو و سایپا مسئول بحران بنزین شدند

اسماعیل سقاب اصفهانی معاون رئیس‌جمهور ایران و رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی گفت: «...به دلیل شرایط جنگی و محدودیت‌هایی که در آن قرار داریم باید به...
نسل زد چگونه خود را آرام می‌کند؟
خبرگزاری ایسنا

نسل زد چگونه خود را آرام می‌کند؟

زندگی در شهرهای بزرگ، با سرعت بی‌سابقه‌ای در جریان است؛ از مسیر رفت‌وآمد و محل کار تا ساعت‌هایی که در فضای مجازی و صفحه‌های موبایل سپری می‌شود. میان دغدغه‌های اقتصادی، فشارهای تحصیلی و نگرانی درباره آینده مبهم، استرس برای بسیاری از جوانان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. جنگ علیه ایران هم فشار …
ویدیو/ چرا مغز انسانِ امروزی در اوج ثبات نسبی، سیگنالِ فقر صادر می‌کند؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ چرا مغز انسانِ امروزی در اوج ثبات نسبی، سیگنالِ فقر صادر می‌کند؟

شبکه‌های اجتماعی با نمایش مداوم سبک زندگی‌های لوکس، معیار جوانان برای سنجش ثروت و امنیت مالی را تغییر داده‌اند؛ به‌طوری که حتی برخی افراد با وضعیت اقتصادی باثبات نیز احساس می‌کنند از نظر مالی عقب مانده‌اند.
         
ویدیو/ بدرقه «پهلوان آواز» تا خانه ابدی
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ بدرقه «پهلوان آواز» تا خانه ابدی

مراسم تشییع پیکر ایرج، خواننده پیشکسوت موسیقی ایران، امروز جمعه (۲۳ مرداد ۱۴۰۵)، با حضور جمعی از هنرمندان، مسئولان فرهنگی، اهالی موسیقی و مردم از مقابل تالار وحدت تهران برگزار شد. حسین خواجه امیری معروف به «ایرج» از خوانندگان نامدار موسیقی ایرانی که طی ماه‌های گذشته در بستر بیماری بود، روز چهارشنبه (۲۱ …
سایت خبرآنلاین

ببینید | اعتراف عجیب مسعود فراستی درباره بهرام افشاری

سایت تابناک

ماجرای پلمب کافه‌ها چیست؟

ببینید | تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
سایت خبرآنلاین

ببینید | تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟

با تداوم تحریم‌ها، تراستی‌ها به یکی از ابزارهای انتقال درآمدهای نفتی ایران بدل شدند؛ شبکه‌هایی که نقششان مهم است اما همچنان با ابهام نظارتی همراه‌اند. اصلاح «تراستی» در سال‌های اخیر به یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در ادبیات اقتصادی ایران تبدیل شده است؛ مفهومی که اگرچه ریشه در واژه انگلیسی Trust دارد، …
         
لحظه انتقال گروگانگیر خیابان ولیعصر تهران توسط نوپو | ویدئو
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

لحظه انتقال گروگانگیر خیابان ولیعصر تهران توسط نوپو | ویدئو

حادثه گروگانگیری در خیابان ولیعصر تهران با حضور مأموران به آزادی گروگان منجر شد.