بدیهی است که با نگاهی به توئیت ترامپ می توان فهمید که این اظهارات صرفا با هدف کنترل قیمت صعودی نفت گفته شده است و اتفاقا همین موضوع بر عدم تغییر وضعیت عبور و مرور در تنگه هرمز صحه می گذارد؛ آمریکایی ها همچنان تلاش می کنند که با اسکورت نظامی و ایجاد یک حباب ضدراداری حول نفتکش ها، تعدادی نفتکش را از تنگه عبور دهند، در حالی که عمده این تلاش ها با شکست مواجه می شود و با این روش تنها امکان عبور مقدار ناچیزی نفت از تنگه هرمز وجود دارد. اما اتفاقی که در کنار اظهارات برخی رسانه ها، از بازگشت ترامپ به سنگر تحریم و فشار اقتصادی حکایت دارد، اعلام رسمی روز گذشته وزارت خارجه امارات مبنی بر تعلیق تمامی ارتباطات تجاری با ایران بود. چرا دوباره تحریم؟
فهم دلیل به کارگیری مجدد ابزار تحریم از سوی آمریکا ساده است؛ در ۶ ماه گذشته آمریکا عمده کارت های مربوط به حوزه نظامی خود را آزموده و پاسخی که انتظارش را داشته، نگرفته است. از طرفی محدودیت های سیاسی، نظامی و لجستیکی هم به وجود آمده اند که تداوم پافشاری بر راه حل نظامی را خیلی سخت
کرده اند. همین شرایط (قطعا با شدتی به مراتب کمتر از امروز) بود که ترامپ را مجبور به پذیرش شروط ایران در تفاهمنامه کرد. تفاهمنامه ای که به شدت یک طرفه به نفع ایران و بازتابی از نتیجه جنگ ایران و آمریکا بود و اتفاقا سیاست ترامپ هم همین بود تا همین توافق خوب ضمن خریداری زمان برای او، ایرانی ها را برای امتیاز دادن در مذاکرات هسته ای نرم تر کند. با این اوصاف اما با کوچکترین تحرکات آمریکایی ها، ایران تنگه را مجددا و پس از مدت کوتاهی مسدود کرد، به پایگاه های آمریکا به شدت حمله کرد، سربازان آمریکایی را کشت و حتی به حملات اسرائیل به جنوب لبنان نیز پاسخ داد. همه این ها در حالی بود که تفاهمنامه ای که قرار بود موجب کنترل رفتار ایران شود، پنجره لازم برای صادرات ۸۰ میلیون بشکه نفت، واردات کالاهای موردنیاز و از همه مهمتر تنفس لازم برای به روزرسانی تجربیات نبرد ۴۰ روزه در حوزه آفند و پدافند را برای ایران فراهم کرد. و همه این ها در حالی اتفاق افتاد که ذخایر نفتی آمریکایی ها نیز بیش از ۱۱ میلیون بشکه در همین مدت کاهش یافت. مجموع این موارد بود که ترامپ را به برقراری مجدد محاصره دریایی مجبور کرد. راه های آمریکا در پسااسلام آباد
مسئله مهم بعدی توجه به این نکته است که با پایان مهلت ۶۰ روزه اجرای تفاهم نامه اسلام آباد، آمریکا صرفا دو راه برای مواجهه با ایران در مقابل خود میبیند:
۱. اولین راه بازگشت به تقابل نظامی است که تنها برگ های باقی مانده، حمله زمینی و تلاش برای اشغال سرزمینی خاک ایران یا استفاده از سلاح های اتمی است؛ در حالی که در پس هیچیک از این دو راه، هیچ تضمینی مبنی بر امکان تسلیم ایران وجود ندارد و از طرفی محدودیت های عملیاتی و سیاسی به کارگیری این ابزارها نیز سرجای خود باقی است.
۲. دومین راه هم بازگشت به تشدید فشار اقتصادی با هدف ایجاد خفگی اقتصادی با محاصره دریایی و تشدید تحریم ها، فوران تورم در داخل ایران و در نهایت افزایش نارضایتی اجتماعی و تکرار تجربه تلخ حوادث دی ماه سال گذشته است. مزیت های این مسیر برای ترامپ خریدن فرصت لازم برای عبور از انتخابات کنگره در پاییز، کاهش دما در منطقه خلیجفارس، از سرگیری تجهیز پایگاه های آسیب دیده برای پشتیبانی از حمله زمینی و درمجموع کاهش موانع عملیاتی برای تشدید تنش در صورت از سرگیری نبرد است؛ آن هم در حالی که تشدید فشار اقتصادی متاثر از محاصره می تواند تاب آوری اجتماعی داخل ایران را نیز مستهلک کند. آمریکا به دنبال تحمیل شروط خود
اما بهتر از همه این ها برای آمریکا این است که ترامپ بتواند ایران را مجبور به دست کشیدن از محتوای تفاهم نامه اسلام آباد کند و موفق شود متن جدیدی را به عنوان مبنای مذاکرات پایان جنگ به ایران تحمیل کند. از خاطر نبرید که آورده جنگ اخیر با ایران، کلید زدن فرایند اخراج آمریکا از منطقه و از همه مهمتر شکستن هیمنه نظامی آمریکا بوده است. به نظر آمریکایی ها اگر هرکدام از اهداف ذکر شده را دنبال کنند، این کار را صرفا برای استفاده در فرایند امتیازگیری در میز مذاکره خواهند کرد تا حداقل بتوانند به صورتی آبرومندانه جنگ با ایران را به پایان برسانند. چرا تفاهم نامه همچنان مهم است؟
با این حال تحولات و اخبار اخیر نشان می دهد که برنامه ایران برای مواجهه با طرح ترامپ از مسیر تشدید تنش و با به کارگیری یک راهبرد تهاجمی دنبال خواهد شد. انتصاب فرماندهان نظامی و دبیر شورای عالی امنیت ملی، اولین قطعه از پازل تکمیل دکترین تهاجمی ایران بودند. بسیار بعید است که ایران به آمریکا اجازه بدهد که بی هیچ هزینه ای آسیب هایی را که می خواهد، با محاصره و تحریم به اقتصاد ایران وارد کند تا ۴ ماه دیگر کارت های جدیدی برای نقد کردن پای میز مذاکره داشته باشد. در این مرحله، ایران ضمن تثبیت مهمترین آورده نبرد رمضان یعنی ترتیبات ایرانی تنگه هرمز به احتمال زیاد به سمت به کارگیری راهبرد نظامی برای شکستن محاصره خواهد رفت؛ موضوعی که فارغ از امکان موفقیت آمیز بودن، موجب تشدید تنش و به هم خوردن طرح زمان خریدن ترامپ خواهد شد. از طرفی پافشاری مسئولان ایرانی بر مفاد تفاهم نامه اسلام آباد هم برای حفظ این سند به عنوان زمین بازی برای تنظیم هرگونه سند در آینده خواهد بود. بدیهی است که برای هیچ کدام از طرفین راه حل نظامی صرف نخواهد داشت و مسیر پایان آن از میز مذاکره خواهد گذشت. با این اوصاف طرفی برنده خواهد بود که بتواند شروط خود را به عنوان پایه مذاکره تثبیت کند؛ اتفاقی که در دور قبلی نبرد با امضای تفاهم نامه اسلام آباد افتاد و در صورت جلوگیری از پیروزی آمریکا در دور جدید رویارویی در جنگ ترکیبی ایران حتی می تواند با استفاده از این سند، در آینده به تفاهم بهتری نیز برسد.
کد خبر 1062120

































































































































































