فراتر از یک تکه سیمان!
در بسیاری از مراکز گردشگری و ادارات، وقتی میخواهند ادای «مناسبسازی» را درآورند، یک تکه سیمان میریزند و به آن میگویند «رمپ». اما مناسبسازی یعنی چه؟ آیا مناسبسازی یعنی یک رمپ با شیب تند که ویلچرسوار برای بالا رفتن از آن نیاز به کمک دو نفر داشته باشد؟
واقعیت این است که مناسبسازی یعنی «استقلال». یعنی فرد معلول بتواند بدون اینکه دست دراز کند یا از کسی خواهش کند، وارد رستوران شود، از سرویس بهداشتی استفاده کند و در موزه بچرخد. اما در شهرهای ما، مناسبسازی فقط روی کاغذهاست. وقتی پیادهروها نامناسباند و پلهای عابر پیاده برای ویلچرها تبدیل به دیواری غیرقابل عبور میشوند، یعنی مدیریت شهری در واقع دارد به این بخش از جامعه میگوید: «شما جایتان در خانه است، نه در شهر!»
سرگردان بین «گرانی» و «ناکارآمدی»
حتی وقتی تجهیزات جدیدی وارد سیستم حمل و نقل شده، باز هم اشتباهات ابتدایی تکرار شده است. چه فایدهای دارد که اتوبوسی مناسب برای معلولین داشته باشیم، وقتی ایستگاه آن گیت ندارد یا مسیر رسیدن به آن با سنگلاخ و چالهچوله است؟ این یعنی مدیریت ما فقط به «خرید تجهیزات» فکر کرده، اما به «سیستم» فکر نکرده است.
بین هزینه نجومی و دسترسی صفر
وقتی یک فرد غیرمعلول و سالم میخواهد سفر کند، هزاران گزینه دارد؛ از مسافرخانههای ارزان تا هتلهای لوکس. اما برای یک فرد دارای معلولیت، انتخابها محدود به «صفر یا یک» است. یا باید در هتلهای بسیار گرانقیمتی بماند که استانداردهای جهانی دارند، یا اینکه با مراکز اقامتی دست و پنجه نرم کند که حتی یک سرویس بهداشتی دسترسپذیر ندارند.
…



































































































































































