اگر قرار باشد تنها یک ویژگی را بهعنوان راز ماندگاری کسبوکارهای موفق نام ببریم، آن ویژگی «شبکه» است. هیچ کسبوکاری بهتنهایی پادشکننده نمیشود. آنچه در بحرانها، رکودها، تغییرات اقتصادی و حتی دگرگونیهای اجتماعی یک مجموعه را سرپا نگه میدارد، فقط سرمایه مالی یا تبلیغات نیست، بلکه شبکهای از روابط انسانی، اعتماد و همکاری است.
بومگردی نیز از این قاعده مستثنا نیست. بسیاری از بومگردیها هنوز خود را جزیرههایی مستقل میبینند؛ هرکدام مشغول کار خود، خرید جداگانه، تبلیغات مستقل و رقابت با سایر بومگردیها هستند. اما تجربه نشان داده است که آینده بومگردی نه در انزوا، که در پیوند با دیگر بومگردیها رقم میخورد.
شبکهسازی البته به معنای ردوبدل کردن شماره تلفن یا عضویت در یک یا چند گروه مجازی نیست. شبکه زمانی شکل میگیرد که اعضای آن منافع مشترک تعریف کنند و برای رسیدن به آن منافع، مسئولیت مشترک بپذیرند. پرسش اصلی این نیست که چگونه یک بومگردی با ده یا صد بومگردی دیگر آشنا شود؛ پرسش این است که پس از این آشنایی چه اتفاقی میافتد؟ این شبکه چه مسئلهای را حل میکند؟ چه ارزشی برای اعضایش میآفریند؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، شبکه به فهرستی از نامها و شمارهها تبدیل میشود که هیچ کارکردی تاکنون نداشته و از این پس نیز نخواهد داشت. دیگر شبکه به یک نیروی اجتماعی تبدیل نخواهد شد.
در سالهای گذشته تلاشهایی برای گردهم آوردن فعالان این حوزه انجام شده است، اما هنوز کمتر شاهد شکلگیری زنجیرهای منسجم و اثرگذار بودهایم؛ زنجیرهای که بتواند فراتر از جلسات و آمارها، همکاری واقعی میان بومگردیها ایجاد کند. شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای الگوهای صرفاً اداری، به تجربههای موفق ایران فرهنگی رجوع کنیم.
دکتر مرتضی فرهادی در کتاب «واره» از یکی از کهنترین شیوههای همکاری در جامعه ایرانی سخن میگوید. «واره» نوعی مشارکت داوطلبانه بوده که در آن افراد منابع خود را روی هم میگذاشتند و محصول نهایی را با عدالت و اعتماد میان خود تقسیم میکردند. واره شیر، واره کشاورزی و دهها نمونه دیگر، قرنها بدون قراردادهای پیچیده و بوروکراسی دوام آوردند، زیرا سرمایه اصلی آنها اعتماد، جوانمردی … …






































































