نظامی عروضی در حکایت جستوجوی ابنسینا از سوی «سلطان محمود غزنوی»، از نقاشی به نام «ابونصر عراق» یاد میکند که مأمور شد صورت ابوعلی را بر کاغذ بکشد. سپس از روی آن تصویر، چهل نسخه تهیه کردند و به اطراف فرستادند تا شاید از این طریق بتوانند ابنسینا را بیابند و او را به خدمت سلطان درآورند. اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، ابونصر عراق نامی است که در یکی از کهنترین گزارشهای موجود، با تصویرگری چهره ابنسینا پیوند خورده است.
از سرنوشت آن چهل تصویر چیزی نمیدانیم؛ اما در سریال «بوعلیسینا» در دهه شصت نیز این تصویرگری یادآوری شده است. ایده «تصویرکردن چهره بوعلی» گویی در حافظه فرهنگی ایرانیان باقی ماند؛ حتی اگر خود آن تصاویر از میان رفته باشند.
در نسخههای کهن کتابخانهها و کلیساهای اروپا، نسخههای قدیمی آثار پزشکی و فلسفی و نیز ترجمههای لاتین آثار ابنسینا، تصاویر متعددی از او دیده میشود؛ چهرههایی که با یکدیگر تفاوت دارند و تا آنجا که میدانیم، هیچیک را نمیتوان بهعنوان تصویری مستند از چهره واقعی ابنسینا پذیرفت. بیشتر این تصاویر حاصل تصور و تخیل تصویرگران دورههای مختلف بودهاند.
اما در ایران معاصر، جستوجوی چهره بوعلی مسیر دیگری پیدا کرد. استاد زندهیاد «ابوالحسن صدیقی»، از مهمترین چهرههای هنر مجسمهسازی و طراحی ایران، به سفارش «انجمن آثار ملی» و با اتکا به مطالعات تاریخی، در اردیبهشت ۱۳۲۴ شمسی تصویری تمامرخ از ابنسینا ترسیم کرد. چند سال بعد، در دیماه ۱۳۲۸، براساس همان مطالعات و طرح نخست، تصویری نیمرخ از بوعلی نیز طراحی شد.
سال بعد، این چهره از کاغذ و بوم به قالی راه پیدا کرد؛ جایی که تصویر دیگر با خط و سایه ساخته نمیشد، بلکه با گره، تار و پود و رنگ شکل میگرفت. زندهیاد استاد «امیرحسین افسری»، طراح قالی و صورتباف نامآشنای کاشانی، تصویر نیمرخ بوعلی را بر قالی بافت. شاید این اثر الگویی برای دیگر هنرمندان قالیباف در مناطق مختلف ایران شد و بازبافی آن تا امروز بهکرات صورت گرفته است.
در مهرماه سال ۱۳۴۲ قالیچهای تصویری … …































































