دیپلماسی ایرانی: تداوم تلاشهای سیاسی برای جایگزینی نام مجعول خلیج عربی برای خلیج فارس، پروژهای است که با حقایق تاریخی در تضاد است و نطفهی تنشهای خطرناک در آیندهای نزدیک را در منطقه میپروراند. همچنین شیوه رفتار همسایگان دارای تمایلات مداخله جویانه است و آمریکا با آنان ائتلاف های امنیتی فراوانی ایجاد کرده است.
در دوره پیشا انقلاب اسلامی ایران، هریک از نظام های حاکم بر ایران به منظور مقابله با تنهایی راهبردی خود، الگوی روابط خارجی ویژه ای با دنیای خارج در پیش گرفته اند. فرمانروایان قاجار بارها کوشیده اند تا متحدان راهبردی را برای مهار خطرهای موجود در مقابل حفظ یکپارچگی سرزمین ایران بیابند؛ به عنوان نمونه به فرانسه در برابر روسیه، بریتانیا در برابر روسیه، روسیه در برابر بریتانیا ، آمریکا در برابر روسیه (شوروی) و بریتانیا امید داشته اند. سرانجام دریافتهاند که متحد راهبردی ندارند و نمی توان به دیگر دولت ها اعتماد کرد. رضاشاه پهلوی نیز قربانی تلاش غیر مستقیم برای همدلی با آلمان نازی علیه روسیه و بریتانیا شد.
باید اذعان داشت که کشور ایران هیچگاه با دیگر همسایگان و یا قدرت ها به عنوان شریک راهبردی و بی چون و چرا محسوب نمی شد. و پیروی از سیاست سلب هویت از برنامه های جدی آنان در قبال موجودیت ایران است. (رشیدی، عسکری، ۱۴۰۴،۱۰).
اکنون برای درک حقیقت موضوع می توان به جزئیات زیر اشاره داشت:
۱. مهندسی یک جعل تاریخی از سر بلگریو انگلیسی و جمال عبدالناصر ناصر تا هیبت الحلبوسی
تحریف نام خلیج فارس، حاصل یک جریان خودجوش تاریخی نیست، بلکه محصول عوامل استعماری و سیاسی است:
معمار جعل: بررسی اسناد دیپلماتیک بریتانیا در نیمه اول قرن بیستم نشاندهنده تغییر استراتژی از شناسایی جغرافیایی مستند به ترویج عناوین ناسیونالیستی برای ایجاد بلوکهای منطقهای است. در دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ میلادی سر چارلز بلگریو، نماینده سیاسی بریتانیا در بحرین، نقش اصلی را در ترویج عنوان جعلی خلیج عربی ایفا کرد. او با هدف ایجاد شکاف و تفرقه میان ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، برای نخستین بار در مجله صوتالبحرین (۱۹۵۵) این نام را به صورت رسمی مطرح کرد تا سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را در منطقه پیاده کند. …


































































