به قلم؛ محمد عطریانفر؛ عضو شورای مرکزی و معاون سیاسی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران
پایان جنگ به معنای پایان بحران نیست؛ ورود به مرحلهای است که در آن باید همزمان اقتصاد و زیرساختها را بازسازی کرد، سرمایه اجتماعی را ترمیم کرد و برای بحرانهای آینده آماده شد. در چنین شرایطی، نخستین اولویت باید ثبات اقتصادی باشد. اقتصاد جنگزده معمولاً با تورم، کاهش سرمایهگذاری، اختلال در زنجیره تولید و افزایش نااطمینانی مواجه است. بنابراین کنترل تورم، تأمین کالاهای اساسی، حمایت از تولید، ایجاد اشتغال و بازگرداندن آرامش به فضای کسبوکار باید در صدر برنامههای دولت قرار گیرد. در کنار این مسائل، انضباط مالی اهمیت زیادی دارد. منابع کشور محدود است و باید با اولویتبندی دقیق به سمت پروژههایی هدایت شود که بیشترین اثر را بر زندگی مردم و روند بازسازی دارند.
بازسازی زیرساختها نیز نمیتواند به بعد از ساماندهی اقتصاد موکول شود. راهها، پلها، شبکههای برق، آب، گاز و مخابرات، مراکز درمانی، مدارس و دانشگاهها، واحدهای تولیدی و شبکه حملونقل، ستونهای اصلی زندگی اجتماعی و اقتصادی کشور هستند. هرچه این زیرساختها سریعتر به مدار بازگردند، امکان از سرگیری فعالیت اقتصادی و بازگشت جامعه به شرایط عادی بیشتر خواهد شد. اما بازسازی فقط ساختن ساختمان و جاده نیست. پشت هر زیرساخت آسیبدیده، خانوادهای قرار دارد که ممکن است خانه یا دارایی خود را از دست داده باشد؛ تولیدکنندهای قرار دارد که فعالیتش متوقف شده و شهروندی قرار دارد که از پیامدهای جنگ آسیب دیده است. بنابراین هر برنامه بازسازی،باید مردم را در مرکز خود قرار دهد. کمکهای هدفمند، تسهیلات بازسازی، حمایت از بنگاههای اقتصادی، خدمات درمانی و روانشناختی و جبران بخشی از خسارتها، بخشی از مسئولیت حکمرانی در این دوره است.
در این میان، امنیت نیز باید با نگاهی آیندهنگر بازتعریف شود. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که زیرساختهای حیاتی کشور تابآور باشند، پدافند غیرعامل جدی گرفته شود، برای بحرانهای مختلف آمادگی داشته باشیم و میان دستگاههای مسئول، هماهنگی واقعی وجود داشته باشد. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی خود یکی از مؤلفههای … …
























































































