واقعیت را نمیتوان انکار کرد در ماههای اخیر تصاویر و گزارشهای متعددی از نوع پوشش در برخی کافهها، ایونتها، مراکز تفریحی و حتی بعضی فضاهایی که اساساً با عنوان مرکز فرهنگی فعالیت میکنند منتشر شده است، پوششهایی که گاه از مسئله بیحجابی عبور کرده و به عادیسازی نوعی برهنگی و بدننمایی نزدیک شدهاند. مسئله مهمتر اما خود این تصاویر نیست مسئله این است که چرا برخی مسئولان در برابر چنین روندی، یا سکوت میکنند یا ترجیح میدهند مسئولیت خود را پشت واژههای محترم اما بیارتباط با اصل ماجرا مانند وفاق پنهان کنند؟
وفاق برای حل مسئله است، نه برای پاک کردن صورتمسئله، اگر قرار است وفاق به این معنا باشد که دولت، مجلس، دستگاه قضایی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداریها و دیگر دستگاههای مسئول درباره یک موضوع فرهنگی اختلافنظر داشته باشند و در نهایت هیچکس مسئولیت روشنی بر عهده نگیرد، این دیگر وفاق نیست سلب مسئولیت جمعی است.
جالب اینکه قانون موجود حتی در صورت کنار گذاشتن تمام مناقشات سیاسی درباره شیوه اجرای آن، تکالیف روشنی برای دستگاههای مختلف تعیین کرده است. در قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، از دستگاههای اجرایی خواسته شده برنامههای فرهنگی و آموزشی مشخص داشته باشند و برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز وظایف مشخصی در حوزه محتوای فرهنگی و ترویج سبک زندگی تعریف شده است. در همین قانون، برای شهرداریها نیز درباره اماکن تحت مدیریت یا مالکیت آنها، از جمله فرهنگسراها و بوستانها، تکالیف نظارتی و فرهنگی تعیین شده است.
پس سؤال کاملاً روشن است اگر در یک مرکز فرهنگی، فرهنگسرا، رویداد یا برنامهای که با مجوز و حمایت دستگاههای رسمی برگزار میشود، پوششهای نامتعارف و حتی بدننمایی به امری عادی تبدیل شود، مسئول آنجا دقیقاً چه وظیفهای دارد؟ اگر پاسخ این است که باید کار فرهنگی کرد، سؤال بعدی این است که پس کار فرهنگی کجاست؟
سالهاست هرگاه درباره حجاب و پوشش سخن گفته میشود، بخشی از مسئولان از ضرورت کار ایجابی و فرهنگی سخن میگویند. بسیار خوب اتفاقاً همین مطالبه باید جدیتر از همیشه مطرح شود. اگر قرار نیست برخورد سلبی صورت بگیرد کار ایجابی را نشان دهید. اگر قرار است اقناع کنید برنامه اقناعی کجاست؟ اگر قرار است الگوی پوشش مطلوب تولید شود کجاست؟ اگر قرار است فرهنگسازی شود سهم وزارت فرهنگ، صداوسیما، شهرداریها، دانشگاهها و مراکز فرهنگی در این فرهنگسازی چیست؟
نمیتوان سالها بودجه فرهنگی صرف کرد، دهها نهاد و شورا و ستاد ایجاد کرد، سند و مصوبه تصویب کرد و در نهایت هنگامی که نتیجه کار را در خیابان و کافه و ایونت و برخی مراکز فرهنگی میبینیم گفت این مسئله پیچیده است و باید زمان داد. بله مسئله پیچیده است اما پیچیدگی مسئله مجوز ترک فعل نیست. حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۴۰۳ «سند ملی سبک پوشش اسلامی ایرانی» را تصویب کرده و در اصلاحات بعدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مکلف به فراهم کردن ظرفیت اجرایی و عملیاتی برای تحقق اهداف این سند و ساماندهی مد و لباس کرده است. بنابراین نمیتوان مدام گفت کار فرهنگی زمان میبرد اما هیچگاه از مسئول مربوط نپرسید که خروجی این کار فرهنگی چیست.
نکته مهم دیگری هم وجود دارد که باید با صراحت درباره آن سخن گفت جامعه ایران را نباید با تصاویر چند کافه، چند ایونت یا چند صفحه مجازی قضاوت کرد. اینکه گروهی از افراد در فضاهای خاص با پوشش بسیار نامتعارف ظاهر میشوند به هیچ عنوان به معنای آن نیست که اکثریت جامعه چنین سبک زندگیای را پذیرفتهاند. همانطور که نمیتوان با مشاهده یک تصویر از یک فرد محجبه نتیجه گرفت همه جامعه چنین پوششی دارند.
حتی در نظرسنجیهای منتشرشده درباره حجاب نیز باید احتیاط کرد برای نمونه یک پیمایش آنلاین در سال ۲۰۲۳ میان کاربران شبکههای اجتماعی نتایجی درباره میزان حضور زنان بدون حجاب در فضای عمومی گزارش کرد اما جامعه آماری آن کاربران شبکههای اجتماعی بوده و نمیتوان نتایجش را به کل جمعیت ایران تعمیم داد.
پس سؤال واقعی این است اگر چنین پوششهایی متعلق به بخش محدودی از جامعه است چرا باید در برخی فضاهای عمومی و فرهنگی به تصویری غالب و عادی تبدیل شود؟ این همان نقطهای است که مسئولان باید پاسخ بدهند، قرار نیست کسی جامعه ایران را با یک نسخه واحد اداره کند، قرار نیست تفاوتهای نسلی و اجتماعی نادیده گرفته شود، قرار نیست مشکلات فرهنگی با بخشنامه حل شوند، اتفاقاً باید پذیرفت که سیاست فرهنگی موفق، سیاستی است که جامعه را اقناع کند و نه اینکه صرفاً با آن درگیر شود اما از سوی دیگر اقناع با بیعملی تفاوت دارد.
اینکه مسئولان به دلیل نگرانی از واکنشهای اجتماعی از انجام وظایف قانونی و فرهنگی خود عقبنشینی کنند نامش کار فرهنگی نیست. اینکه مدیر یک مجموعه فرهنگی برای آنکه متهم به سختگیری نشود نسبت به محتوای برنامه یا وضعیت پوشش در آن مجموعه بیتفاوت باشد وفاق نیست. اینکه دستگاه متولی فرهنگ در برابر روندهای فرهنگی جدید صرفا نظارهگر باشد مدارا نیست. این در بهترین تعبیر خلأ سیاستگذاری و در بدترین تعبیر ترک فعل فرهنگی است.
البته باید یک خط قرمز روشن را هم مشخص کرد: مسئله این یادداشت دفاع از برخوردهای خشن، تحقیر مردم، تعرض به حریم خصوصی یا تبدیل کردن نیروی انتظامی به متولی اصلی فرهنگ نیست. اتفاقاً اگر دستگاههای فرهنگی وظیفه خود را درست انجام دهند، بار برخوردهای انتظامی و قضایی نیز کاهش پیدا میکند اما نمیتوان از یک طرف گفت مسئله حجاب باید فرهنگی حل شود و از طرف دیگر فرهنگ را رها کرد.
نمیتوان گفت دولت در این حوزه دخالت نمیکند اما همان دولت برای فرهنگ، وزارتخانه، سازمان، شورا، بودجه، سند و دهها نهاد متولی دارد. نمیتوان گفت جامعه تغییر کرده است و از این گزاره نتیجه گرفت که پس مسئولیت فرهنگی حاکمیت نیز باید تعطیل شود.
اگر واقعاً سیاست رسمی کشور تغییر کرده و مسئولان به این جمعبندی رسیدهاند که از این پس نسبت به برهنگی و بدننمایی در فضای عمومی حساسیتی ندارند، صادقانه آن را اعلام کنند. تکلیف مردم، خانوادهها، مدیران فرهنگی، صاحبان کسبوکار و حتی رسانهها باید روشن باشد اما اگر چنین تصمیمی وجود ندارد، دیگر نمیتوان با سکوت و ابهام پیش رفت.
قانون یا باید اجرا شود یا اصلاح شود، سیاست فرهنگی یا باید تغییر کند یا اجرا شود، مسئولیت هم یا باید پذیرفته شود یا صریحاً اعلام شود که دیگر چنین مسئولیتی وجود ندارد. بدترین وضعیت وضعیت فعلی است جایی که نه سیاست فرهنگی روشنی میبینیم، نه اجرای منسجم قانون، نه برنامه ایجابی قابل ارزیابی و نه مسئول مشخصی که در برابر نتیجه کار پاسخگو باشد.
از مسئولان نمیخواهیم با بخشی از بدنه جامعه بجنگند از آنها میخواهیم مسئولیت خود را انجام دهند. اگر کار سلبی را قبول ندارید بسیار خوب کار ایجابی کنید. اگر برخورد انتظامی را نمیپسندید بسیار خوب الگوی فرهنگی بسازید. اگر میگویید نسل جدید را باید اقناع کرد بسیار خوب او را اقناع کنید. اگر میگویید هنر و فرهنگ اثرگذارتر از قانون است بسیار خوب محصول فرهنگی اثرگذار تولید کنید.
اما نمیشود همزمان نه برخورد کرد، نه فرهنگسازی کرد، نه سیاست روشن ارائه داد و در نهایت از جامعه خواست وضعیت موجود را بپذیرد. آنچه امروز بیش از هر چیز نیازمند پاسخ است نه لباس یک فرد در یک کافه یا ایونت بلکه لباس مسئولیت مسئولانی است که سالهاست متولی فرهنگ معرفی شدهاند. وفاق اگر قرار است معنایی داشته باشد باید وفاق برای حل مسئله باشد نه وفاق برای اینکه هیچکس مسئول نباشد و اگر قرار است فرهنگ را به میدان واگذار کنیم، دستکم یکبار صریح بگوییم دقیقاً میخواهیم این میدان به کجا برسد؟ کد مطلب 6926205







































































