قیمت طلا امروز




 پلیس

 سایت جوان آنلاین / ۲ ساعت قبل

دوقلو‌ها با روپوش سفید سرقت می‌کردند!

دو برادر دوقلو سابقه‌دار که با پوشیدن روپوش پزشکی و معرفی خود به‌عنوان کارکنان اداره بهداشت، به بهانه اجرای طرح واکسیناسیون سالمندان وارد خانه افراد تنها می‌...
 دوقلو‌ها با روپوش سفید سرقت می‌کردند!
جوان آنلاین: دو برادر دوقلو سابقه‌دار که با پوشیدن روپوش پزشکی و معرفی خود به‌عنوان کارکنان اداره بهداشت، به بهانه اجرای طرح واکسیناسیون سالمندان وارد خانه افراد تنها می‌شدند، پس از سرقت طلا و اموال باارزش، قربانیان خود را دست‌وپا بسته رها می‌کردند. دو متهم سابقه‌دار سرانجام در جریان تحقیقات پلیس شناسایی و دستگیر شدند. 

اواخر آذرماه سال گذشته، زن جوانی وحشت‌زده با پلیس تماس گرفت و از دستبرد سارقان به خانه پدرش خبر داد. مأموران پس از حضور در خانه‌ای در یکی از خیابان‌های شمال پایتخت، با مرد سالخورده‌ای روبه‌رو شدند که دست‌وپا بسته و مجروح بود. بررسی‌های اولیه نشان داد دو مرد ساعتی قبل با پوشیدن روپوش سفید و در دست داشتن کیف‌های پزشکی، خود را از کارکنان اداره بهداشت معرفی کرده و مدعی شده بودند برای اجرای طرح واکسیناسیون سالمندان به خانه آمده‌اند. مرد سالخورده نیز که تصور می‌کرد آنها مأموران بهداشت هستند، در را به رویشان باز کرده‌بود. اما دو مرد پس از ورود، به صاحبخانه حمله کرده و او را مورد ضرب و جرح قرار داده بودند. آنها سپس دست‌وپای مرد تنها را بسته و با تهدید، وی را مجبور کرده‌بودند در گاوصندوق را باز کند. 

سارقان پس از سرقت بیش از ۵۰۰ گرم طلا، مقداری دلار و پول نقد، بدون اینکه دست‌وپای قربانی را باز کنند، از خانه گریخته بودند. 

 کشف پدر دست‌وپا بسته

دختر این مرد به مأموران گفت: «پدرم تنها زندگی می‌کند و من و دیگر فرزندانش هر روز به او سر می‌زنیم. لحظاتی قبل به خانه‌اش آمدم، اما هرچه زنگ زدم در را باز نکرد. با کلید یدک وارد خانه شدم و دیدم همه وسایل به‌هم ریخته است. صدای ناله‌های پدرم را از اتاق شنیدم. وقتی وارد اتاق شدم، دیدم دست‌وپا بسته است. دست و پای او را باز کردم و متوجه شدم سارقان پس از سرقت، او را همان‌جا رها کرده‌اند.»

مرد سالخورده نیز درباره حادثه گفت: «پس از فوت همسرم تنها زندگی می‌کنم. ساعتی قبل زنگ خانه به صدا درآمد و دو مرد را دیدم که روپوش سفید پزشکی پوشیده و کیف تجهیزات پزشکی همراه داشتند. آنها گفتند از کارکنان اداره بهداشت هستند و برای واکسیناسیون سالمندان آمده‌اند. به آنها اعتماد و در را باز کردم، اما نمی‌دانستم سارق هستند.»

وی افزود: «به محض ورود، مرا کتک زدند و دست‌وپایم را بستند. بعد با تهدید مجبورم کردند در گاوصندوق را باز کنم. آنها بیش از ۵۰۰ گرم طلا، مقداری دلار و پول برداشتند و در حالی که هنوز دست‌وپایم بسته بود، از خانه فرار کردند.»

 شکایت مشابه

با ثبت شکایت، پرونده به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات برای شناسایی سارقان آغاز شد. در حالی که بررسی‌ها ادامه داشت، کارآگاهان با شکایت مشابه دیگری روبه‌رو شدند. این بار نیز دو مرد با پوشیدن لباس پزشکی و معرفی خود به‌عنوان مجریان طرح واکسیناسیون سالمندان، وارد خانه زن میانسالی شده و پس از سرقت بیش از ۲۵۰‌گرم طلا، پول و وسایل باارزش، از محل گریخته بودند. شباهت شیوه سرقت‌ها نشان می‌داد هر دو حادثه از سوی یک باند انجام شده است. کارآگاهان برای شناسایی سارقان، تحقیقات تخصصی خود را آغاز کردند. 

 سرنخ چشم‌های آبی

در جریان تحقیقات، زن میانسال سرنخ مهمی در اختیار پلیس قرار داد. او گفت هر دو سارق چشم‌های آبی و شباهت ظاهری زیادی به یکدیگر داشتند. حتی یکی از آنها هنگام صحبت، دیگری را به اشتباه «برادر» خطاب کرده بود. این زن همچنین گفت قد و هیکل دو مرد تقریباً یکسان بود و با وجود اینکه ماسک به صورت داشتند، زخم روی پیشانی یکی از آنها را به خاطر سپرده بود. 

کارآگاهان با کنار هم گذاشتن این سرنخ‌ها و بررسی آلبوم مجرمان سابقه‌دار، به دو برادر دوقلو به نام‌های «بهنام» و «پرهام» رسیدند؛ دو متهم سابقه‌داری که مشخصات ظاهری آنها با اظهارات شاکی مطابقت داشت. 

 اعتراف دوقلو‌ها

با شناسایی دو برادر، عملیات دستگیری آنها در دستور کار قرار گرفت و مأموران چند روز قبل موفق شدند هر دو متهم را بازداشت کنند. 

دوقلو‌های سابقه‌دار در نخستین تحقیقات منکر سرقت‌ها شدند، اما پس از مواجه‌شدن با مدارک و شواهد موجود، سرانجام به سرقت از خانه دو زن و مرد تنها با استفاده از پوشش پزشکی و بهانه اجرای طرح واکسیناسیون اعتراف کردند. 

تحقیقات از دو متهم برای شناسایی سایر جرائم احتمالی و شاکیان احتمالی ادامه دارد. 

 ایده‌ای تازه در زندان

بهنام، یکی از دو برادر دوقلو که چند ثانیه از پرهام بزرگ‌تر است، در جریان بازجویی‌ها مدعی شد ایده این شیوه سرقت را زمانی که در زندان بوده، طراحی کرده است. او گفت پس از آزادی، این نقشه را با برادر دوقلویش در خارج از زندان اجرا کرده‌اند. 

 بهنام، چند سابقه داری؟

من و برادرم سال‌هاست که با هم سرقت می‌کنیم. بار‌ها دستگیر شده‌ایم و چند مرتبه هم به زندان رفته‌ایم. الان دقیق یادم نیست چند بار زندان بوده‌ام. 

چه شد که سارق شدید؟

 رفت‌وآمد با دوستان ناباب و از طرفی هم وسوسه اینکه زود به پول و ثروت برسیم و خوشگذرانی کنیم، باعث شد وارد این راه شویم. 

قبلاً هم به همین شیوه سرقت می‌کردید؟

نه. ما تقریباً هر نوع سرقتی را تجربه کرده‌ایم و در پرونده‌هایمان انواع مختلف سرقت ثبت شده است؛ از سرقت خودرو و خانه گرفته تا مغازه و لوازم داخل خودرو، اما این بار زمانی که در زندان بودیم تصمیم گرفتیم شیوه سرقت‌هایمان را تغییر دهیم. چون در محله و بین سارقان شناخته شده بودیم و هر سرقتی که اتفاق می‌افتاد، پلیس به سراغ من و برادرم می‌آمد. از طرف دیگر، سرقت‌های قبلی ریسک زیادی داشت؛ مثلاً برای ورود به خانه باید قفل را می‌شکستیم یا برای سرقت خودرو احتمال دستگیری زیاد بود. اما این شیوه به نظرم کم‌ریسک‌تر بود و بدون اینکه کسی شک کند، وارد خانه می‌شدیم و سرقت می‌کردیم. 

چه شد که این شیوه به ذهنت رسید؟

این فکر از دوران کرونا به ذهنم رسید، اما فرصتی برای اجرای آن نداشتیم. مدتی در زندان بودیم و منتظر بودیم آزاد شویم تا بتوانیم نقشه‌مان را اجرا کنیم. 

 طعمه‌هایتان را چطور شناسایی می‌کردید؟

معمولاً چند روزی یک خانه یا آپارتمان را زیر نظر می‌گرفتیم. وقتی مطمئن می‌شدیم زن یا مردی تنها در آنجا زندگی می‌کند، به بهانه اینکه از طرف اداره بهداشت برای واکسیناسیون آمده‌ایم، وارد خانه می‌شدیم. 

از کجا می‌فهمیدید در خانه آنها پول و طلا وجود دارد؟

از وضعیت ظاهری افراد و خانه‌ای که در آن زندگی می‌کردند، حدس می‌زدیم که ممکن است پول و طلا داشته باشند. 

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردید در جریان درگیری، قربانی جانش را از دست بدهد؟

نه. هدفمان فقط این بود که آنها را بترسانیم تا طلا و پولشان را در اختیارمان قرار دهند. معمولاً دست و پایشان را می‌بستیم و کتک‌کاری شدیدی انجام نمی‌دادیم.







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026