امید ذاکری میگوید او و همسرش، الهام کریمی، بیش از ۲۲ سال در کنار یکدیگر زندگی کردند و علاوه بر همسری، رفاقتی عمیق میان آنها شکل گرفته بود. چند روز پیش از حادثه، آنها برای تعمیر خودرو به بندرعباس رفته بودند و در جریان این سفر، برای فرزندانشان برنامههایی داشتند.
همسرش حتی برای تهیه یک هواپز ذوق زیادی داشت و تصمیم گرفته بود روز بعد برای خانواده غذا درست کند. مواد غذایی آماده شده بود، اما آن وعده هرگز به سفره خانواده نرسید.
هواپزی که برای یک روز عادی خانوادگی خریداری شده بود، حالا برای این پدر یادآور آخرین روزهای زندگی مشترک با همسرش است.
در کنار آن، خمیربازیای نیز در خانه باقی مانده که حنانه، دختر کلاس اولی خانواده، قرار بود پس از بازگشت از مدرسه با آن بازی کند؛ اما فرصت باز کردن بسته آن را هم پیدا نکرد. مدرسه شجره طیبه؛ جایی که خانواده از دست رفت
الهام کریمی، همسر امید ذاکری، معاون مدرسه شجره طیبه میناب بود و سالها در حوزه آموزش فعالیت کرده بود. حنانه نیز دانشآموز کلاس اول همین مدرسه بود.
خواهر الهام نیز از معلمان مدرسه بود و در کنار آنها فعالیت میکرد. در حادثهای که در مدرسه شجره طیبه رخ داد، پنج نفر از عزیزان خانواده ذاکری جان خود را از دست دادند؛ حادثهای که زندگی این خانواده را برای همیشه تغییر داد.
امید ذاکری در روایت خود از آن روز، از حنانه و همسرش و همچنین دو کودک دیگر از بستگان خانواده یاد میکند و میگوید پس از این اتفاق، خانه و زندگی برای او معنای سابق را نداشت. حنانه؛ دختری با آرزوی فضانورد شدن
حنانه تنها یک دانشآموز کلاس اول نبود؛ پدرش او را کودکی باهوش و متفاوت توصیف میکند که علاقه زیادی به شاهنامه داشت و در رفتار با دیگران … …
















