خالقِ اثر، موضوعی سختبیان را در کانونِ روایتی پرتعلیق قرار داده و مخاطب را به تماشا واداشته است. کارگردان با تکیه بر موقعیتی بحرانی، بیننده را به جهانی مملو از تودرتویی، پنهانکاری و تگناهای اخلاقی میکشاند. «کوری» صرفاً تریلری جنایی برای سرگرمکردنِ مخاطب نیست؛ میخواهد از جامعهای حرف بزند که شهروندانش چشم بر حقیقت بستهاند. آیا کارگردانی که بخش مهمی از مسیر حرفهایاش را از تدوین آغاز کرده، توانسته در این اثر از مهارتش در ساختِ ریتم و تعلیق فراتر برود و به عمقِ شخصیتها برسد؟ آیا «کوری» میتواند بین جذاببودن و اجتماعیبودن تعادل برقرار کند؟
«سجاد پهلوانزاده» برای مخاطبان سینما چهرۀ گمنامی نیست. او پیش از ورود به عرصۀ کارگردانی، سالها در حوزۀ تدوین فعالیت کرده و همکاری با جریان سینماییِ «محمدحسین مهدویان» --بهویژه در آثاری مانند «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز»-- نقش مهمی در شناختهشدناش داشته است. همین سابقه را میتوان یکی از کلیدهای فهمِ سبکِ او دانست. او فیلمسازی است که بیش از دیگران، به ریتم، میزانسن و نحوۀ هدایتِ نگاه مخاطب مسلط است.
نخستین تجربۀ جدیِ کارگردانیاش، «سقوط»، بر تعلیق و فضای امنیتی و پرتنش استوار بود؛ مینیسریالی جذاب، پربیننده و پرتعلیق دربارۀ گرفتارشدن زوج جوانی در دام داعش. «حیثیتِ گمشده» مسیر متفاوتی طی کرد، از زخمها و رازهای پنهانِ خانوادهای پرده برداشت و به درام اجتماعی نزدیکتر شد. «کوری» ادامۀ همین مسیر است؛ تجربهای که در آن، روایتِ پرتعلیق، درام اجتماعی و مفهومِ داوری درهم تنیده شدهاند. …




















































































































