این نویسنده که سابقه برگزیدگی در جشنوارههای ملی همچون جشنواره رسانهای ابوذر، تیتر، حرکت، رویش و قلم روشنگری را در کارنامه خود دارد، اکنون با نگاهی متفاوت به جهان پیرامون، سراغ ادبیات داستانی رفته است.
این مجموعه با ۲۳ داستان کوتاه و شخصیتهای «یوتاب» و «یاسان» به عنوان فرزندان خیالی نویسنده، سرشار از تعلیق، سکوت و رویارویی انسان با لحظات پایان است.
داستانها گویی برآمده از ناخودآگاه جمعیِ نسلی هستند که میان سنتهای فکری کهن و اضطرابهای مدرن گیر افتادهاند. نویسنده در این اثر با استفاده از فرمی سورئال و زبانی که وامدار سنت مدرنیسم ادبی است، به مفاهیمی همچون «نافبریدهها» میپردازد؛ استعارهای که گویی به انسانهایی اشاره دارد که پیوندشان با حقیقت هستی قطع شده و در خلا میان بودن و نبودن، سرگردانند.
در بخشی از پیشگفتار آمده است: «از وقتی تصمیم گرفتم نگاه نکنم، صداها بلندتر شدند. بنظرم کسی … …
















