مهدی بیک اوغلی- روزنامه اعتماد با عیسی کلانتری، وزیر اسبق کشاورزی و رییس پیشین سازمان حفاظت محیطزیست درباره تفاهمنامه ۱۴ مادهای ایران و آمریکا گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛ به نظر من تفاهمنامه ۱۴ مادهای میان ایران و امریکا یک دستاورد بسیار بزرگ و تاریخی بود. این سند تا حدی جامع و متوازن تنظیم شده بود که حتی شخص ترامپ در ساختار داخلی امریکا به شدت تحت فشار محافل تندرو قرار گرفت که چرا چنین متنی را امضا کرده است. به باور من، این تفاهمنامه از حیث امتیازات و ظرفیتها حتی از برجام در دولت نخست آقای روحانی نیز جامعتر بود. اگر طرف امریکایی به این تفاهمنامه بازگردد، فرصتی استثنایی و کمنظیر پیش روی ایران قرار میگیرد. در این تفاهمنامه تقریبا عمده مطالبات راهبردی که جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب در پی تحقق آنها با طرف مقابل بود، گنجانده شده بود. با این حال، جریانهای رادیکال و به ویژه محافل وابسته به صهیونیسم بینالملل در منطقه و امریکا تمام توان خود را به کار بستند تا مانع از اجرایی شدن این سند شوند. اجرای این سند برای هر دو طرف سودمند است؛ هم ایران به مطالبات و حقوق اساسی خود میرسد و هم امریکا میتواند از باتلاق بحرانهای پرهزینه خاورمیانه خارج شود و منطقه پس از دههها تنش، رنگ آرامش را ببیند. تنها طرفی که از شکست تفاهم سود برد، نتانیاهو و ساختار لابی ایپک بودند. در شرایط کنونی اگر اراده حاکمیتی بر حل مسائل و بازگشت به مسیر تفاهم باشد، بیتردید ایران برنده میدان دیپلماسی خواهد بود. متاسفانه جریانهایی که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در تنش دائمی و کاسبی از تحریمها تعریف کردهاند، همواره در برابر گشایشهای دیپلماتیک مانعتراشی میکنند. این جریانها منافع محدود و رانتهای خود را بر سرنوشت و آینده میلیونها ایرانی ترجیح میدهند. تصمیمگیران عالی کشور نباید در مسیر پیگیری منافع ملی، از هیاهو و کارشکنی این اقلیت پرصدا هراسی به خود راه بدهند. مصالح عالیه کشور، رفاه مردم و آینده توسعه ایران به مراتب بالاتر از منافع قلیلی است که آب به آسیاب صهیونیسم میریزند. تنگه هرمز یک ابزار بازدارنده و اهرم فشار راهبردی است، اما کارکرد این قبیل ابزارها بیشتر به دوره کوتاهمدت و تاکتیکی آنها باز میگردد. اگر استفاده از این ابزار به یک وضعیت دائمی و فرسایشی تبدیل شود، اثرگذاری بازدارنده آن تضعیف میشود. در کوتاهمدت مسدود شدن یا ناامنی مسیرها برای تمامی طرفها و اقتصاد جهانی خسارتبار است، اما در میانمدت و بلندمدت، کشورهای خریدار و تولیدکننده نفت مسیرهای جایگزین پیدا خواهند کرد. آنها با توسعه خطوط لوله، استفاده از بنادر خارج از خلیجفارس و تغییر مسیرهای تجاری، وابستگی خود به این آبراه را به حداقل میرسانند. اگر تنگه هرمز در بلندمدت از چرخه اقتصاد جهانی خارج شود، ایران بیشترین آسیب را متحمل خواهد شد، زیرا شریانهای اصلی صادرات، واردات و دسترسیهای بندری ما به همین آبراه وابسته است. بنابراین، اهرمهای راهبردی باید در خدمت پشتیبانی از دیپلماسی و کسب امتیازات ملموس به کار گرفته شوند، نه اینکه با تداوم فرسایشی به ضد خود بدل شده و منافع بلندمدت کشور را محدود کنند. دولت ترامپ پس از امضای تفاهمنامه با فشارهای سهمگینی مواجه شد. حتی اگر این تفاهمنامه در گامهای نخستین به صورت ناقص اجرایی میشد، وضعیت کشور به مراتب بهتر از شرایط تحریم مطلق و انزوای مالی کنونی بود. تنها طرفی که در منطقه بازنده اصلی صلح و تفاهم ایران با جامعه جهانی هست، رژیم صهیونیستی است. احیای این تفاهمنامه بزرگترین ضربه به استراتژی انزوای ایران است. امروز براساس آمارهای رسمی، بخشهای قابلتوجهی از دهکهای درآمدی جامعه با فشارهای شدید معیشتی و خط فقر دستوپنجه نرم میکنند. هر روز که مردم از خواب بیدار میشوند با دیدن نرخ ارز و طلا و سکه و اقلام مصرفی دچار نوعی استرس و نگرانی میشوند. مسائل اجتماعی و انباشت مطالبات اقتصادی، مانند آتشی زیر خاکستر است. وقتی در حوزههای بنیادین نظیر دارو، بهداشت، آموزش و تغذیه عمومی ناترازی و کمبود احساس شود، نمیتوان ثبات و توسعه پایدار را تضمین کرد. قدرت یک کشور تنها در توان نظامی و موشکی خلاصه نمیشود. مدلهایی که در آنها ارتشهای قدرتمند بر جامعهای دچار فقر، بیکاری، تورم افسارگسیخته و فقدان آزادیهای مدنی سوار هستند، الگوی مطلوبی برای ایران نیستند. ما نظامی بر پایه توسعه همهجانبه، عدالت اجتماعی و رضایت مردمی میخواهیم. امروز شکاف طبقاتی به مرحله نگرانکنندهای رسیده است. تمرکز بخش عمده ثروت در دست اقلیتی ناچیز و سهم اندک اکثریت مردم، مغایر با مبانی عدالت و اهداف اصیل انقلاب است. اگر یک کشور در عرصه نظامی نیرومند باشد اما زیربناهای اقتصادی، معیشتی و اجتماعی آن تسلیم فرسودگی شوند، آن قدرت نظامی نیز در میانمدت و بلندمدت نمیتواند تکیهگاه پایداری برای کشور باشد؛ زیرا همراهی و امید مردم، ستون اصلی امنیت ملی است. این یک واقعیت تلخ است که به دلیل فشارهای تورمی و کاهش قدرت خرید، سرانه مصرف اقلام اساسی مانند پروتئین، لبنیات و کالاهای ضروری در دهکهای پایین به شدت افت کرده و خطر سوءتغذیه در بخشهایی از جامعه پدیدار شده است. این روند با اهداف عدالتخواهانه سازگار نیست. بازگشت به تفاهمنامه یک ضرورت عقلانی، ملی و راهبردی است که راه را برای تنفس اقتصاد کشور و مهار تهدیدهای خارجی باز میکند. اما این اقدام دیپلماتیک بهتنهایی معجزه نمیکند؛ ما باید همزمان در داخل، اصلاحات شجاعانه در نظام حکمرانی را کلید بزنیم، به سرمایهگذاری مولد میدان بدهیم، از نخبگان و جوانان حمایت کنیم و فاصله دولت و ملت را کاهش بدهیم. یکی از نقاط قوت دولت چهاردهم این است که توجه رییسجمهور تا حد زیادی به مسائل اجتماعی معطوف است. این موضوع یک نقطه قوت قابل توجه است. شخص آقای پزشکیان به این امور اجتماعی توجه دارد و تلاش میکند تا حد امکان سبک زندگی مردم محترم شمرده شده و آزادیهای شهروندی حفظ شود. بخش مهمی از مشکلات امروز کشور ناشی از فشارهای بینالمللی و حاشیهسازیهای برخی طیفهای افراطی در داخل است. اما دولت در زمان باقی مانده باید سر و شکل درستی به وضعیت اقتصادی و معیشتی جامعه همچنین بهبود مناسبات ارتباطی با جهان پیرامونی بدهد. اخبار مرتبط توافق نانوشته و ناگفته همچنان در جریان است/ عمان و قطر به پیشنهادهای عملیاتی در خصوص موضوعات خُرد… ادعای تکراری نتانیاهو علیه ایران؛ جدا از دستیابی تهران و واشینگتن به توافق، حق دفاع از خودمان…




















