مسئله رسانه در مواجهه با ضعفها، انتخاب میان گفتن و نگفتن نیست؛ مسئله، نقشی است که رسانه میتواند در مواجهه با آنها و مسیر حلشان ایفا کند. هیچ جامعهای بدون ضعف، نقص و کمبود نیست و رسانه نیز نمیتواند با نادیده گرفتن مسائل واقعی، تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه کند. چنین رویکردی نهتنها با اصول حرفهای رسانه سازگار نیست، بلکه در بلندمدت میتواند به اعتماد مخاطب آسیب بزند. از سوی دیگر، تکرار و برجستهسازی مداوم ضعفها نیز الزاماً به آگاهی عمومی یا اصلاح امور منجر نمیشود و میتواند احساس ناتوانی، نگرانی و سردرگمی ایجاد کند. بنابراین، وظیفه رسانه را نمیتوان صرفاً در بازنمایی ضعفها خلاصه کرد؛ رسانه باید حل رسانهای مسئله را پیگیری کند و چارچوبسازی رسانهای میتواند سازوکار این پیگیری باشد.
نحوه روایت یک ضعف، در چگونگی فهم آن از سوی مخاطب نقش تعیینکنندهای دارد. نظریه چارچوبسازی (Framing) نیز بر همین اساس، رسانه را صرفاً آینه واقعیت نمیداند؛ بلکه معتقد است رسانه با انتخاب برخی وجوه واقعیت و به حاشیه راندن وجوه دیگر، معنای خاصی از یک رویداد یا مسئله میسازد. رابرت انتمن نیز چارچوبسازی را انتخاب وجوهی از واقعیت میداند که در کنار یکدیگر، روایتی منسجم از «مشکل، علل آن، مضامین اخلاقی و راههای برطرف … …
















