اگر نوید محمدزاده به هر دلیلی از این پروژه کنار گذاشته شده باشد، آن تصمیم را باید در جای خود بررسی کرد. محمدزاده، مثل هر بازیگر دیگری، مصون از نقد نیست.
میتوان به انتخابهای هنری او، برخی نقشآفرینیهایش یا حتی نحوه حضورش در فضای عمومی نقد داشت. اما هیچکدام از این نقدها یک واقعیت حرفهای را تغییر نمیدهد: او بازیگر است و سابقه حرفهای و جدی در تئاتر دارد.
کسی که سالها روی صحنه کار کرده، با زبان تئاتر، بدن بازیگر، ریتم اجرا، میزانسن و رابطه زنده با تماشاگر آشناست؛ بنابراین بحث بر سر دفاع از محمدزاده نیست؛ بحث بر سر دفاع از «بازیگر حرفهای» است.
حمید صفت، خواننده شناختهشدهای است و طبیعتاً در حوزه موسیقی و میان مخاطبان خودش جایگاه و اعتباری دارد. اما شهرت در موسیقی، خودبهخود مجوز حرفهای بودن در بازیگری نیست.
همانطور که یک بازیگر حرفهای را نمیتوان صرفاً به دلیل شهرت، پشت میکروفن گذاشت و از او انتظار داشت خوانندهای حرفهای باشد.
مشکل از همینجا آغاز میشود:
چرا باید تصور کنیم هر چهره شناختهشدهای میتواند بازیگر تئاتر باشد؟ البته حضور هنرمندان حوزههای دیگر در تئاتر به خودی خود اتفاق بدی نیست. ممکن است خوانندهای وارد تئاتر شود و با آموزش، تمرین و تجربه، به بازیگر موفقی تبدیل شود.
مسئله، ورود نیست؛ مسئله «جایگزینی» است.
وقتی فردی بدون سابقه قابل توجه تئاتری قرار است جای بازیگری حرفهای را بگیرد، این سؤال مطرح میشود که آیا معیار انتخاب، توانایی بازیگری بوده یا ظرفیت ایجاد توجه؟ و اینجاست که پای «اقتصاد توجه» به میان میآید. …



















