محمدرضا کاظمی- اگر خودتان دهه شصتی نیستید، فقط کافی است در زندگیتان یکبار یک دهه شصتی دیده باشید تا به این جمله ایمان بیاورید که بچههای دهه شصتی با شخصیتهای عروسکی تلویزیون در دهه شصت و اوایل هفتاد، چه زندگی شادی داشتند، چون هنوز هم برخی تکهکلامها و موقعیتهای آن کاراکترها را در زندگی شخصیشان بازتولید میکنند یا هرازگاهی با اسم رمز «نوستالژی» نام و عکس یکی از این شخصیتها را در فضای مجازی زنده میکنند.
به گزارش اعتماد، در آن سالها هنرمندان بزرگی در عرصه تولید آثار کودک حضور داشتند، هنرمندانی که امروز نامشان در تاریخ سینما و تلویزیون ما میدرخشد، کسانی که در روزهای جوانیشان به فکر ساختن آثار جذاب برای کودکی ما بودند. یکی از این نامها مریم سعادت است که شاید جذابترین تصویری که از او به خاطر داریم، کلکلهایش با زیزیگولو و آقای جمالی، در مجموعه «قصههای تابهتا» بود، هنرمندی که قبل از اینکه او را به بازیگری بشناسیم، با عروسکهایی که طراحی یا عروسکگردانی کرد، به خانههای ما آمده بود. «شهر موشها»، «خونه مادربزرگه»، «گلنار»، «قصههای تابهتا» فقط تعدادی از کارهای عروسکی مریم سعادت در سینما و تلویزیون بود که اکثرشان تبدیل شدند به خاطرات مشترک چند نسل از دوستداران آثار نمایشی. در یکی از روزهای گرم تابستان مهمان او شدیم و درباره سالهای شیرین دهه شصت و هفتاد، خاطرهبازی کردیم. همین ابتدای گفتوگو میخواهیم شما را به سالهای دور ببریم، اولینباری که به سینما رفتید را یادتان هست؟ …






























