در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در تجاوز اخیر در معرض فشارها و اقدامات نظامی خارجی و نقض آشکار حاکمیت ملی قرار گرفت، بررسی نقش و عملکرد نهادهای بینالمللی و کارگزاریهای تخصصی سازمان ملل متحد در ایران، از منظر بشردوستانه و عملیاتی، اهمیت ویژهای دارد. تجربه بحرانهای اخیر نشان داد که در کنار مواضع سیاسی و دیپلماتیک کشورهای عضو سازمان ملل، ظرفیتهای بشردوستانه و اجرایی سازمان ملل و آژانسهای تخصصی آن در تهران توانسته است مسیر متفاوتی را برای حمایت از مردم و کمک به مدیریت پیامدهای بحران دنبال کند. موضعگیری دفاتر سازمان ملل هر چند گاه تحت تأثیر پیچیدگیهای مناسبات بینالمللی با تأخیر همراه میشود ولی به حکم ضرورت مجبور است مسیر حمایت و پایبندی به اصول بشردوستانه را دنبال و نقض آن را مذموم و محکوم کند. یکی از مهمترین شاخصها در ارزیابی عملکرد سازمانهای بینالمللی در شرایط بحرانی، نحوه واکنش آنان به نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل و حاکمیت کشورهاست. در جریان حملات نظامی رژیمهای آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، دبیرکل سازمان ملل متحد آنتونیو گوترش، مواضعی در محکومیت استفاده از زور و تشدید تنشهای نظامی اتخاذ کرد. این مواضع، فارغ از برخی ملاحظات و تأخیرهای موجود در روند واکنشهای سیاسی و محتوای پیامها، نشاندهنده اهمیت اصول منشور ملل متحد، پایبندی به اصول بشردوستانه و ضرورت حمایت از صلح و امنیت بینالمللی است. در همین چارچوب، واکنش سازمانهای بینالمللی نسبت به حمله به اهداف غیرنظامی و مراکز عمومی، بویژه حمله به مدرسه میناب و جانباختن جمعی از دانشآموزان این مدرسه، از اهمیت مضاعفی برخوردار بود. هدف قرار گرفتن غیرنظامیان و مراکز آموزشی، بار دیگر ضرورت رعایت اصول حقوق بشردوستانه بینالمللی و حمایت ویژه از کودکان و اماکن غیرنظامی را مورد توجه جامعه جهانی قرار داد. چنین واکنشهایی نشان میدهد که حتی در شرایط پیچیده سیاسی و در بحبوحه درگیریهای نظامی، ملاحظات انسانی و قواعد بنیادین حقوق بینالملل همچنان میتواند مبنای شکلگیری اجماع و همکاری میان نهادهای بینالمللی باشد.
…



































































































































































