این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
جوان آنلاین: حدود ۱۰ سال پیش وقتی آخرین صفحه از رمان شیرین رؤیای نیمهشب را بستم، با آنکه پیش و پس از آن نیز با جهان رمان و داستان بیگانه و بینصیب نبودم، اما حلاوت روایت و قصه مظفر سالاری را مدتها با خود داشتم. تا جایی که در همان سالها، هنگامی که مشغول ساخت مستندی سریالی درباره تاریخ پرقصه و غصه معاصر ایران بودم، با وجود سنگینی روایت و ارجاعات رسمی مستندهای سیاسی، انتخاب نام «کابوس نیمهشب» برای مستند، متأثر از همان فضایی بود که رمان در ذهنم نشانده بود. ارادت من به رؤیای نیمهشب حداقل در آن برهه از زمان خاص و ویژه بود و بیگمان، روایت ساده و صادق اثر در کنار مضمون مهدوی و عاشقانهاش سهم بزرگی در این شیفتگی داشت. تا اینکه اخیراً قصه از قاب کتاب فراتر رفت و توسط سازمان اوج در قالب مجموعهای تلویزیونی به همین نام تولید و راهی تلویزیون شد. سریالی با اقتباس از رمان مظفر سالاری، به کارگردانی حسن آخوندپور و به نویسندگی سیدحسین امیرجهانی که در ۲۴قسمت از شبکه سوم سیما پخش شد و در نهایت توانست پیوندی تازه میان نسلی از خوانندگان رمان و تماشاگران جدید برقرار کند و مخاطبان زیادی را با خود همراه کرد.شروع یک داستان چندلایه
داستان در شهر حله و در سال ۷۱۰ هجری قمری میگذرد؛ روایت عشقی پرکشش میان فتاح، جوانی سنیمذهب، و تلما دختری شیعه، در شهری که حاکم ناصبیاش به شیعیان آزار میرساند و اعتقاد به مهدویت در میان تعصبات مذهبی و سیاستهای ظالمانه و تفرقافکنانه حاکمان و نیز نفاق یهود به ورطه امتحان میرود. …

































































































































































