ما موجوداتی بهشدت بصری هستیم. چهره، حرکت، فاصله، رنگ، فرم و وضعیت بدن را با سرعتی ادراک میکنیم که هیچ تحلیل مفهومیای به پای آن نمیرسد. این توان در محیطهای پیشاتاریخ زندگی انسانی سودمند بوده است. چیزی که از لابهلای درختان حرکت میکرد، موجودی که نزدیک میشد، چهرهای که خشم یا ترس نشان میداد، بدن سالم یا بیمار، همه را باید پیش از آن که فرصت استدلال پیدا کنیم شناسایی میکردیم. چشم باید از فکر سریعتر میبود. جهان عوض شده، اما دیدهمحوری ما همچنان باقی است.
زیبایی را در یک لحظه میبینیم. ثروت را با دیدن خودرو، خانه، لباس و ساعت تشخیص میدهیم، قدرت را هم در جایگاه، محافظ، صحنه و تشریفات. اما خویشتنداری را نمیشود با یک نگاه دید، انصاف، شجاعت، وفاداری، مسئولیتپذیری یا تابآوری هم همینطور. برای شناختن آنها باید رفتار را در طول زمان دنبال کرد، موقعیت را فهمید، امکانهای پیش روی فرد را شناخت و بعد دربارۀ انتخاب او داوری کرد.
همین تفاوت زمانی مهم است. امر محسوس تقریباً بیدرنگ وارد ذهن میشود؛ فضیلت را باید کشف … …































































