تصویری که از ایران دهه نود باقی میماند
اخیراً صفحه سینمایی «فیلم امروز» یادداشتی قابل تأمل درباره اتمسفر فیلم «اسب حیوان نجیبی است» منتشر کرده که خواندنست: "امروز تماشای فیلمی مثل «اسب حیوان نجیبی است» چندان «خط قرمزی» و هنجارشکن جلوه نمیکند، حتی پوشاندن لباس مأمور انتظآمی به تن رضا عطاران و دیالوگهای تند و تیزی که از زبان پارسا پیروزفر و حبیب رضایی و باران کوثری و دیگران میشنویم کاملاً معمولی و شاید حتی تکراری به نظر برسد. اما در دهه نود نمایش همین موقعیتهای سادهٔ اجتماعی در فیلمی که متعلق به جریان اصلی سینما باشد و بخواهد نمایش جشنوارهای و اکران عمومی داشته باشد ریسک بزرگی بود.
با همهٔ محدودیتهای ناگزیری که عبدالرضا کاهانی برای نشان دادن واقعیتهای جامعه و زمانهٔ خودش با آن روبهرو بوده، فیلم در مراحل مختلفی از پرسهٔ طولانیاش در شهر، از طریق چندین شخصیت متفاوت که هر یک نمایندهٔ طیفی از آدمهای جامعهاند، تصویر قابلاستنادی از وضعیت کلی آن دوران و تضادهای عمیق فرهنگی و اجتماعیاش میسازد.
خیلی از فیلمها بیش از آنکه داستانشان مهم باشد سندهای تصویری قابلمطالعهای هستند که سبک زندگی و چالشهای هر دورهٔ تاریخی را ثبت میکنند. به نظرتان وقتی آیندگان بخواهند بفهمند که زندگی در ایران دهه نود چه مفهومی داشته، باید چه فیلمهایی را تماشا کنند؟"
داستان فیلم درباره مأمور قلابی به نام نادر است که در شب آزادیاش از زندان، با پوشیدن لباس مأمور انتظامی تلاش میکند از مردم اخاذی کند. او در مسیر شبانه خود با آدمهای مختلفی روبهرو میشود؛ آدمهایی که هرکدام گوشهای از جامعه را نمایندگی … …



































































