به اعتقاد نویسنده، این سفر در شاید مساعدترین زمان برای یک تنشزدایی ابتدایی بین واشنگتن و تهران انجام شد.
روایت این نویسنده از این سفرهای در ادامه آمده است. لازم به ذکر است موارد مطرح شده از سوی نویسنده به معنای تایید آنها از سوی تابناک نیست.
بیست و پنج سال پس از آنکه القاعده با حملاتی هولناک بیش از ۳۰۰۰ آمریکایی را به کشتن داد و باعث شکلگیری «جنگ علیه تروریسم» شد، آمریکا درگیر جنگی خونین با ایران است که مملو از «چه میشدهای» تاریخی است.
درست پس از ۱۱ سپتامبر، ایران به دولت بوش کمک کرد تا رژیم طالبان را که پناهگاه القاعده بود سرنگون کرده و دولت جدیدی را جایگزین آن کند. ایران که کشوری با اکثریت مسلمان شیعه است، در سال ۱۹۹۸ و پس از آنکه طالبان دیپلماتهای ایرانی را در شهر عمدتاً شیعهنشین مزارشریف به قتل رساند، تا آستانهٔ جنگ با طالبان سنیمذهب پیش رفته بود.
اما نومحافظهکاران در دولت بوش اصرار داشتند که ایران در کنار عراق و کرهٔ شمالی، در سخنرانی وضعیت کشور جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۲، در «محور شرارت» گنجانده شود.
پیام ضمنی این بود که ایران در نهایت باید برای ضربات متعدد خود به آمریکاییها از زمان انقلاب ۱۹۷۹، حمایت از گروههایی که آمریکا آنها را تروریست مینامد، و پیشرفت تازهافشا شدهاش در حوزهٔ هستهای، هزینه بپردازد.
با این حال، پیش و پس از ۱۱ سپتامبر، فرصتهایی برای تغییر مسیر دشمنی آمریکا و ایران وجود داشت. حتی یک توافق در سال ۲۰۱۵ - برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) - وجود داشت که توسط آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان مذاکره شد و مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت، اما در دورهٔ اول ریاستجمهوری ترامپ به طور یکجانبه لغو شد. مساعدترین زمان برای تنش زدایی ایران و آمریکا کی بود؟ …









































































