بهقلم؛ محسن هاشمیرفسنجانی؛ رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران
حدود نیمقرن از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و جریان انقلابی در این مدت نسبتاً طولانی گاه در قامت جناح چپ و خط امام و گاه در قامت جناح راست و اصولگرا، همواره در عرصه سیاسی و رسانهای کشور تأثیرگذار بوده و صدایی بلندتر از سایر جریانات سیاسی کشور داشته است.
اما در ۶ ماهه اخیر، تغییرات مهمی در عملکرد و کارکرد این جریان رخ داده که نگرانیهایی را در مورد اهداف و اثرگذاری گردانندگان این طیف پدید آورده است بهگونهای که نهتنها منتقدین نظام و اصلاحطلبان بلکه مسئولان رسمی و اصلی و قانونی نظام مورد حمله این طیف در خیابان و فضای مجازی و حتی رسانه و صداوسيما قرار میگیرند تا حدی که دیگر نمیتوان این جریان را در طیف اصولگرا طبقهبندی کرد لذا بعضی آن را سوپرانقلابی نامیدند.
جریان انقلابی که در سال ۱۳۶۷ با تصمیم امام خمینی مبنی بر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ باوجود شعارهای قبلی جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم به آن تمکین کرد و در سال ۱۳۸۲ نیز با تصمیم آیتالله خامنهای مبنی بر پذیرش تعلیق در فعالیتهای هستهای باوجود شعار انرژی هستهای حق مسلم ماست به آن تمکین کرد سپس در طول ۲۰ سال گذشته در مقاطع مختلف به تصمیمات ولیفقیه مبنی بر مذاکره و توافق با قدرتهای غربی وفادار ماند از خردادماه گذشته و پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا که با تصویب اکثریت قاطع شورایعالی امنیت ملی که نصابی فراتر از میزان دوسوم تعیینشده توسط آیتالله سیدمجتبی خامنهای را تأمین میکرد با بهانهجویی از تمکین به تصمیم نظام خودداری کرده و هم در خیابان، هم در رسانههای رسمی و رسانه ملی و هم در میدان با تصمیمی که توسط همه ارکان نظام اتخاذ شده … …



































































































































































