شعر مشیری شبیه گفتوگویی صمیمی بود و هست، گفتوگویی میان شاعری که جهان را با حساسیت نگاه میکرد و مردمی که تجربههای مشترک زیادی با او داشتند. او توانست میان شعر و زندگی پلی بسازد که هنوز پس از گذشت سالها پابرجاست. وقتی کسی از عشق، دوری، خاطره یا باران حرف میزند، نام فریدون مشیری برای بسیاری از علاقهمندان شعر فارسی تداعی میشود.
شاعری که از دل زندگی نوشت
فریدون مشیری در ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. فضای خانوادگی او با فرهنگ و ادبیات پیوند داشت و همین علاقه از سالهای کودکی در وجودش شکل گرفت. او با شعرهای حافظ و سعدی بزرگ شد و از نوجوانی به سرودن شعر روی آورد. این آشنایی عمیق با میراث شعر فارسی، بعدها در ساختن زبان شخصی او اثر گذاشت.
مشیری نخستین دفتر شعر خود را با نام «تشنه طوفان» در سال ۱۳۳۴ منتشر کرد. انتشار این مجموعه آغاز مسیر شاعری بود که قرار بود یکی از شناختهشدهترین چهرههای شعر معاصر شود. او در کنار فعالیت اداری در وزارت پست و تلگراف، در مطبوعات نیز حضور داشت و سالها مسئول صفحات شعر و هنر مجله «روشنفکر» بود.نقش او در مطبوعات فقط به انتشار آثار خودش محدود نمیشد. مشیری فضایی برای معرفی شاعران جوان فراهم کرد و در شکلگیری ارتباط میان نسل تازه شاعران و مخاطبان نقش داشت.
کوچهای که در خاطرهها ماند
کمتر شعری در ادبیات معاصر ایران توانسته مانند «کوچه» چنین جایگاهی در میان مردم پیدا کند. شعری که از یک حس ساده انسانی آغاز میشود و به خاطرهای مشترک میان نسلهای مختلف تبدیل میشود. … …



































































































































































