اصل برگزاری رویداد برای گردشگری نهتنها قابل دفاع است، بلکه در شرایطی که صنعت سفر به رونق، بازارسازی و ارتباط بیشتر میان عرضه و تقاضا نیاز دارد، میتواند یک ابزار مؤثر باشد. اما مساله از جایی آغاز میشود که «برگزاری رویداد» خود به هدف تبدیل شود و پرسش درباره نتیجه اقتصادی و اجتماعی آن در حاشیه قرار گیرد.
نخستین پرسش، پرسشی ساده اما اساسی است: هزینه اجرای این حجم از رویدادها از کجا تأمین خواهد شد؟ اگر قرار است منابع دولتی و اعتبارات عمومی هزینه برگزاری را تأمین کنند، لازم است سازوکار تأمین مالی، میزان اعتبار و سهم هر دستگاه روشن باشد. اگر هم بخش خصوصی قرار است بار اصلی هزینهها را بر دوش بکشد، باید پرسید آیا فعالان صنعت گردشگری در شرایط اقتصادی امروز توان تحمل دور دیگری از هزینههای سنگین نمایشگاهی را دارند؟ هزینه اجاره فضا، غرفهسازی، تبلیغات، حملونقل، اقامت، پذیرایی، نیروی اجرایی و برنامههای جانبی، برای بسیاری از کسبوکارهای گردشگری رقم قابل توجهی است؛ بهویژه زمانی که بازگشت سرمایه چنین هزینههایی تضمین نشده باشد.
بخش خصوصی گردشگری پیش از این نیز در نمایشگاهها و رویدادهای تخصصی و بینالمللی حضور داشته و برای معرفی محصول، بازاریابی و ایجاد ارتباط تجاری هزینه کرده است. بنابراین اگر قرار باشد در فاصله کوتاه، مجموعهای از نمایشگاههای استانی نیز با همان الگوی سنتی برگزار شود، این نگرانی وجود دارد که همان مجموعه فعالان بخش خصوصی، بار مالی چندبارهای را متحمل شوند؛ بدون آنکه بازار جدیدی برای آنان ایجاد شود. در چنین شرایطی، ممکن است منابع محدود بنگاههای گردشگری به جای توسعه محصول، ارتقای کیفیت خدمات، آموزش نیروی انسانی، بازاریابی هدفمند و فروش، صرف اجاره غرفه و هزینههای ظاهری برگزاری نمایشگاه شود. …



































































































































































