این آمار را مجله معتبر پزشکی The Lancet در گزارشی درباره وضعیت رزیدنتهای ایرانی منتشر کرده است؛ گزارشی که میگوید بحران سلامت روان در میان پزشکان جوان، دیگر یک نگرانی فردی نیست، بلکه به یک مسئله ساختاری در نظام سلامت تبدیل شده است.
اما پشت این عددها، زندگی انسانهایی قرار دارد که سالها برای رسیدن به جایگاه پزشکی تلاش کردهاند.
یکی از تازهترین نامهایی که جامعه پزشکی ایران را در شوک فرو برد، یاسمن شیرانی بود؛ رزیدنت تخصصی زنان و زایمان که در خانوادهای کاملاً پزشکی رشد کرده بود. پدر، مادر، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ او پزشک بودند و او از کودکی با واقعیتهای این حرفه آشنا بود. با این حال، بر اساس گزارشهای رسیده به رویداد۲۴، او با مصرف تعدادی قرص در محل کار یعنی بیمارستان به زندگی خود پایان داد.
در روز پزشک امسال خوب است به این پرسش پاسخ دهیم که چه چیزی باعث میشود پزشکی جوان که سالها برای رسیدن به تخصص تلاش کرده، در دوره آموزش تخصصی خود به نقطهای برسد که دیگر توان ادامه مسیر را نداشته باشد؟ چرا رزیدنتها به نقطه بحران میرسند؟
بیشتر بخوانید: نرخ خودکشی رزیدنتها در ایران ۱۵ برابر میانگین جهانی | عضو کمیسیون بهداشت: پزشکیان رأسا ورود کند یا شاهد مهاجرت گسترده پزشکان جوان باشیم
دوره رزیدنتی برای بسیاری از پزشکان، سختترین مرحله مسیر حرفهای است؛ دورهای که پزشک جوان دیگر فقط دانشجو نیست، اما هنوز جایگاه و استقلال یک پزشک متخصص را هم ندارد. او باید همزمان یاد بگیرد، تصمیم بگیرد، درمان کند و مسئولیت جان بیماران را برعهده بگیرد.
مطالعات علمی نشان میدهند که در ایران، این فشار حرفهای با مجموعهای از مشکلات دیگر همراه شده است: شیفتهای طولانی، درآمد پایین، محدودیت فعالیت اقتصادی، کمبود خواب، فشار روانی و گاهی نبود حمایت کافی.
گزارش The Lancet درباره رزیدنتهای ایرانی تأکید میکند که پزشکان جوان با شیفتهای طولانی، فشار کاری سنگین، درآمد پایین، محدودیت فعالیت حرفهای خارج از بیمارستانهای دولتی و مسئولیت بالای درمانی مواجه هستند.
رزیدنتها عملاً بهصورت تماموقت در بیمارستان حضور دارند، اما بسیاری از مزایای یک شغل رسمی را دریافت نمیکنند. آنها نمیتوانند مانند پزشکان مستقل مطب داشته باشند و همزمان باید با فشار اقتصادی و هزینههای زندگی کنار بیایند.
از سوی دیگر، محیط کاری نیز همیشه محیطی امن و حمایتی نیست. لنست به مواجهه بسیاری از کارکنان سلامت با خشونت و پرخاشگری بیماران و همراهان اشاره میکند؛ در حالی که بسیاری از پزشکان جوان به دلیل ترس از قضاوت حرفهای یا انگ اجتماعی، برای مشکلات روانی خود درخواست کمک نمیکنند.
نتیجه این شرایط میتواند ترکیبی خطرناک از خستگی مزمن، بیخوابی، اضطراب، فرسودگی شغلی و احساس بیپناهی باشد. آیا همه ماجرا حقوق و ساعت کاری است؟
پاسخ ساده نیست. اگرچه مشکلات معیشتی و فشار کاری بخش مهمی از این بحران هستند، پژوهشگران هشدار میدهند که نمیتوان خودکشی رزیدنتها را فقط به یک فهرست از مشکلات تقلیل داد.
چرا هزاران رزیدنت دیگر که شرایط مشابهی را تجربه میکنند، با وجود همه دشواریها مسیر خود را ادامه میدهند، اما برخی افراد به نقطهای بحرانی میرسند؟
این همان پرسشی است که پژوهشهای جدید تلاش میکنند به آن پاسخ دهند.
مطالعهای که در پایگاه National Library of Medicine منتشر شده، به نکته مهمی اشاره میکند: اگرچه عواملی مانند فشار کاری، درآمد پایین، شیفتهای طولانی و فرسودگی روانی در میان بسیاری از رزیدنتهای ایرانی وجود دارد، اما همه رزیدنتها به یک نتیجه مشابه نمیرسند.
نویسندگان این مقاله تأکید میکنند که برای فهم این بحران نباید فقط به «عوامل خطر» نگاه کرد؛ بلکه باید پرسید چه ترکیبی از شرایط باعث میشود یک فرد خاص در یک زمان خاص به نقطه بحران برسد.
به همین دلیل، این مقاله پیشنهاد میکند تحقیقات عمیقتری درباره تجربه شخصی رزیدنتهایی که اقدام به خودکشی کردهاند انجام شود تا علتهای واقعی، نه فقط نشانههای ظاهری، شناسایی شود.
این پژوهش همچنین بر ضرورت ایجاد نظامهای حمایتی تأکید میکند؛ از آموزش شناسایی علائم خطر و برنامههای مشاوره روانشناختی گرفته تا کاهش انگ مراجعه پزشکان برای دریافت کمک. بحران فقط فردی نیست؛ مسئلهای برای آینده سلامت کشور است
مطالعه دیگری در International Journal of Science and Research Archive تأکید میکند که فرسودگی پزشکان ایرانی نتیجه یک عامل واحد نیست؛ بلکه حاصل تعامل فشارهای شغلی، اقتصادی، روانی و سازمانی است.
این مطالعه مجموعهای از عوامل مانند ساعات کاری طولانی، مسئولیت سنگین، کمبود زمان استراحت، فشار اقتصادی و نبود حمایت کافی را از عوامل مؤثر بر آسیبپذیری سلامت روان پزشکان میداند.
به همین دلیل، راهحل این بحران نیز تنها افزایش حقوق یا کاهش ساعت کاری نیست؛ هرچند هر دو اهمیت زیادی دارند. مسئله، بازنگری در جایگاه رزیدنتها در نظام سلامت است؛ اینکه پزشکی که هر روز مسئول جان انسانهاست، خود نیز از حداقل حمایتهای شغلی، رفاهی و روانی برخوردار باشد. چرا شناخت علتهای واقعی ضروری است؟
با وجود همه این فشارها، پژوهشگران هشدار میدهند که نباید خودکشی رزیدنتها را فقط به یک فهرست از مشکلات مانند حقوق پایین، شیفتهای طولانی یا فشار کاری تقلیل داد.
مقالهای با عنوان «راهکارهایی برای حل معمای خودکشی در میان رزدینت های پزشکی ایرانی»که در مجله Iranian Journal of Medical Sciences منتشر شده، به همین نکته اشاره میکند. نویسندگان این مقاله معتقدند اگرچه بسیاری از عوامل خطر مانند فشار کاری، درآمد پایین، کمبود خواب، نبود حمایت کافی، اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی در میان رزیدنتها مشترک است، اما همه رزیدنتهایی که این شرایط را تجربه میکنند به خودکشی نمیرسند.
این مقاله با اشاره به آمار ۱۳ مورد خودکشی از میان حدود ۱۵ هزار رزیدنت ایرانی در یک سال تأکید میکند که برای فهم این بحران، باید فراتر از شناسایی «عوامل خطر» رفت و به دنبال کشف «علتهای واقعی» بود.
نویسندگان میپرسند: چرا برخی پزشکان جوان با وجود تجربه فشارهای مشابه، توان مقابله پیدا میکنند، اما برخی دیگر به نقطه بحران میرسند؟
به باور آنها، پاسخ به این سؤال نیازمند مطالعات عمیق کیفی است؛ از جمله بررسی دقیق تجربه رزیدنتهایی که اقدام به خودکشی کردهاند و انجام کالبدشکافی روانشناختی (Psychological Autopsy) درباره افرادی که جان خود را از دست دادهاند.
این مقاله تأکید میکند که مقابله با بحران خودکشی میان رزیدنتها نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ در سطح فردی، دانشگاهی و نظام سلامت است.
از جمله پیشنهادهای مطرحشده در این پژوهش: ایجاد نظامهای حمایتی روانشناختی منظم برای رزیدنتها و دسترسی آسانتر آنان به خدمات سلامت روان؛ راهاندازی برنامههای آموزشی پیشگیرانه مانند برنامههای QPR (پرسش، ترغیب، ارجاع) برای کاهش انگ مراجعه به روانشناس یا روانپزشک؛ آموزش استادان و مسئولان آموزشی برای شناسایی افراد در معرض خطر؛ ایجاد برنامههای منتورینگ و همراهی حرفهای برای پزشکان جوان در دوره رزیدنتی؛ تدوین پروتکلهای مشخص در دانشگاههای علوم پزشکی برای مواجهه با موارد اقدام به خودکشی و تبادل تجربه میان مراکز درمانی؛ تقویت عوامل محافظتی مانند حمایت اجتماعی، ارتباط با همکاران و ایجاد فضای امن برای بیان مشکلات است.
نویسندگان همچنین تأکید میکنند که پژوهشهای آینده نباید تنها به شناسایی «عوامل خطر» محدود شوند، بلکه باید به دنبال یافتن علتهای مشترکی باشند که مستقیماً افراد را به سمت افکار و رفتارهای آسیبزننده سوق میدهد. روز پزشک؛ فرصتی برای دیدن پشت روپوش سفید
روز پزشک معمولاً فرصتی برای تقدیر از فداکاری پزشکان است؛ این را از اقدام تحسین برانگیز شهرداری تهران در همه خیابان ها به خوبی می شود فهمید. تصویر پزشکان ماندگار کشور بر بیلبوردهای شهری کوچک ترین کار برای قدردانی از این گروه است؛ اما شاید امسال باید علاوه بر تشکر از پزشکان، درباره شرایطی هم صحبت کنیم که برخی از آنها را فرسوده میکند.
پزشکانی که سالها برای نجات جان دیگران آموزش میبینند، خودشان نیز نیازمند مراقبتاند.
پشت هر روپوش سفید، انسانی قرار دارد که خستگی، اضطراب و فشار را تجربه میکند؛ و حفظ سلامت او، بخشی از حفظ سلامت جامعه است.



























































































