این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،جواد مجابی تازه از بیمارستان آمده بود، در خانهاش که همواره مأمنی برای اهل ادبیات و شعر بود، نه در بستر ناخوشی، که در میان انبوه نقاشی و رنگ، روی مبلی مایل به رنگ سرخ نشسته بود در لباسی آراسته، و چنان از سنت ادبی ایران سخن میگفت و به بازخوانی ادبیات قدیم توصیه میکرد که گویی آخرین وصایای او است. با احمد غلامی و نگار اسکندرفر به دیدارش رفته بودیم. ناستین مجابی گفته بود همان روز باید از احوالش خبر بگیرید و اگر ناخوش نبود به دیدارش بیایید. اندکی ناخوش بود، اما هرچه بیشتر از ادبیات میگفت درخشش چشمانش و شور و قوام سخنش بیشتر میشد.
نگریستن در آینۀ آینده …


















































































