در دو سال گذشته، صنعت نفت ایران در شرایطی فعالیت کرده که برای هر صنعت دیگری میتوانست به معنای کاهش ظرفیت، توقف سرمایهگذاری و حتی عقبنشینی از برنامههای توسعهای باشد. تحریمهای اقتصادی ادامه داشت، دسترسی به منابع مالی و فناوری خارجی محدود بود و در کنار آن، کشور در معرض دو جنگ و مجموعهای از تنشهای امنیتی و منطقهای قرار گرفت؛ شرایطی که صنعت نفت را هم از نظر تأسیسات و زیرساختها و هم از نظر عملیات، تأمین تجهیزات و استمرار صادرات در موقعیتی حساس قرار میداد. با این حال، تولید نفت نهتنها متوقف نشد، بلکه افزایش یافت.
واقعیت مهمتر این است که این افزایش تولید صرفا نتیجه اضافه شدن چند چاه جدید نیست. بخشی از بشکههای جدید از ظرفیتهایی به دست آمد که در دل میدانهای موجود قرار داشت اما برای تبدیل شدن به تولید واقعی، به احیای چاه، تجهیزات جدید، اصلاح خطوط انتقال، افزایش ظرفیت فرآورش و رفع گلوگاههای عملیاتی نیاز داشت. به همین دلیل، افزایش حداقل ۲۳۰ هزار بشکهای تولید روزانه نفت در دولت چهاردهم را باید بیش از یک رشد آماری، حاصل یک رویکرد مدیریتی برای «فعال کردن ظرفیتهای موجود» دانست.
در شهریور ۱۴۰۳، متوسط تولید نفت خام حدود ۳ میلیون و ۴۳۰ هزار بشکه در روز بود و این رقم در آذر ۱۴۰۴ به حدود ۳ میلیون و ۶۶۰ هزار بشکه رسید. یعنی در فاصلهای حدود ۱۵ ماه، نزدیک به ۲۳۰ هزار بشکه به تولید روزانه کشور اضافه شد. این رشد در شرایطی اتفاق افتاد که صنعت نفت ایران سالها با محدودیت سرمایهگذاری و تحریم فناوری و تجهیزات مواجه بوده است؛ موضوعی که نهادهای بینالمللی نیز آن را از عوامل محدودکننده ظرفیت تولید ایران میدانند.
اما برای فهم این رشد باید به پشت صحنه عدد ۲۳۰ هزار بشکه رفت. در برنامه افزایش تولید، احیای چاههای کمبازده در کنار توسعه میدانها قرار گرفت. این یعنی به جای آنکه همه ظرفیت افزایش تولید را به پروژههای بلندمدت گره بزنیم، بخشی از ظرفیت سریعالوصول میدانهای موجود نیز به مدار بازگردانده شد. چنین رویکردی در شرایط تحریم اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا هر بشکهای که از زیرساخت موجود و با اصلاحات فنی تولید شود، میتواند سریعتر از یک پروژه کاملا جدید به درآمد تبدیل شود. …



































































































































































