همین ابتدا لازم است چند چیز را با تاکید مشخص کنیم. اول اینکه بازگشت سردار به تیم ملی خبری خوب است. تیم ملی جای بهترین و آمادهترینهاست و سردار هر دو ویژگی را دارد. رکورددار گلزنی ملی پشت سر دایی که با این غیبت حدودا یک ساله، جایگاه خود را به طارمی داد اما هنوز فاصله زیادی با بقیه دارد. سردار در دوران غیبت از تیم ملی، ستاره درخشان شباب الاهلی بود که در مسابقات داخلی و بینالمللی در هر بازی، برای تیمش تاثیرگذار ظاهر میشد. پس حق و لیاقت سردار بود، بماند که با جایگاهی که او نزد همبازیانش دارد و تجربه میادین بینالمللی که این سالها دیده، به بهترین شکل میتواند در جام ملتهای پیش رو به تیم ملی کمک کند.
درست به همان اندازه که همه موافق بازگشت سردار به تیم ملی هستند، در میان فوتبالدوستان هیچکس تردیدی ندارد که این تصمیم، تصمیمی بالاتر از فوتبال بود. درست مثل حذف او از تیم ملی برای جام جهانی که آن هم ربطی به کادر فنی و فدراسیون فوتبال نداشت. داستان سردار مثل داستان آمدن و رفتن علی دایی به نیمکت تیم ملی در دوران احمدینژاد است که از خود دایی تا رئیس وقت فدراسیون و وزیر وقت ورزش، بارها علنا آن را تایید کردهاند.
حالا میرسیم به ابهام بزرگ و سوالی که مثل خوره ذهن را میخورد. ما در جام جهانی بهترین قرعه را برای صعود داشتیم و امیر قلعهنویی هم قصدی برای جوانگرایی و تزریق خون تازه به تیم ملی نداشت. اساسا کشورها از پایان هر جام جهانی، چه در آن حاضر باشند و چه نه، شروع به تغییر نسل و تزریق جوانان به تیم ملی خود میکنند. تمام مسابقات حدفاصل ۴ ساله بین دو جام جهانی حکم بازی تدارکاتی برای باتجربهشدن بازیکنان جوان را دارد که بیایند و در جام جهانی بعدی برای کشورشان افتخارآفرینی کنند. حالا در قدم اول بعد … …


































































































































































