اصل حمایت از قدرت خرید سفر قابل دفاع است؛ اما افزایش اعتبار، لزوماً به معنای افزایش سفر نیست. اگر این سیاست بدون مطالعه دقیق رفتار عرضه و تقاضا اجرا شود، حتی ممکن است بخشی از آثار مورد انتظار آن معکوس شود. نگرانیهای اساسی
نخستین نگرانی، احتمال اثرگذاری اعتبار جدید بر قیمت خدمات گردشگری است. وقتی قدرت خرید متقاضی افزایش پیدا میکند، اما ظرفیت عرضه در کوتاهمدت ثابت میماند، این خطر وجود دارد که بخشی از منابع اعتباری جدید، به جای افزایش واقعی سفر، از طریق افزایش قیمت هتل، اقامتگاه، حملونقل و سایر خدمات جذب شود. در چنین شرایطی، وام سفر ممکن است عملاً به جای آنکه سفر را ارزان کند، بخشی از هزینه افزایشیافته سفر را تأمین کند.
به زبان سادهتر، اگر عرضه متناسب با افزایش تقاضا رشد نکند، ممکن است اعتبار بیشتری به بازار وارد کنیم، اما سفر ارزانتری به دست نیاوریم.
نگرانی دوم، عدم تعادل در توزیع جغرافیایی سفر است. اگر سفرکارت صرفاً یک اعتبار عمومی باشد و مقصد و زمان سفر در طراحی آن نقشی نداشته باشد، طبیعی است که بخش عمده تقاضای جدید نیز به سمت همان مقاصد شناختهشده و پرتقاضای فعلی حرکت کند. این امر میتواند فشار بر مقاصد اشباعشده را افزایش دهد و در مقابل، سهم مناطق کمترشناختهشده و دارای ظرفیت را همچنان پایین نگه دارد.
سیاستگذار باید از خود بپرسد: چرا از یک ابزار مالی ملی برای بازطراحی نقشه سفر در ایران استفاده نکنیم؟
میتوان برای مقاصد کمترشناختهشده، فصلهای کمتقاضا، مناطق روستایی و شهرهای دارای ظرفیت، مشوقهای متفاوت تعریف کرد. در غیر این صورت، ممکن است سفرکارت به جای توزیع متوازن منافع گردشگری، صرفاً تقاضا را در همان مسیرهای موجود تقویت کند.
اما شاید مهمترین پرسش، ماهیت اقتصادی خود کارت باشد. …




















































































