تصویری که ترامپ این روزها از خود ساخته، نقاشی رنگروغنِ صلحطلبی نیست. او آمده تا گرهِ گلوی غرب را، نه با انگشت تدبیر، که با فریب باز کند. میخواهد نفتی را که به زور تحریم و تهدید نتوانست در مشت بگیرد، حالا با دستکش مخمل «توافق» لمس کند. موقتاً قیمتها را پایین بکشد، بازارهای وحشتزده را آرام و ذخایر تهکشیدهٔ آمریکا را سیراب کند. اما این تمام ماجرا نیست؛ پشت پرده، خوابی آشفتهتر میبینند: میخواهند از این وقفهٔ ساختگی استفاده کنند تا شاهراههای نفتیِ جایگزین بسازند. خط لولههایی بکشند که نبض اقتصاد جهان دور از گلوی تنگهٔ هرمز بزند.
اینجا دیگر سخن از دلار و بشکه نیست. سخن از توازن وحشت و تنفس است. تنگهٔ هرمز فقط یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ حنجرهٔ اقتصاد غرب و اسرائیل است. حنجرهای که اگر گرفته شود، صدای چرخدندههای سرمایهداری در سینهٔ اروپا و آمریکا برای همیشه خفه میشود. به همین دلیل است که نام تنگۀ هرمز در کاخ سفید نه با حروف جغرافیا، که با حروف کابوس نوشته میشود. آمریکا خوب میداند اگر این گلو بسته بماند، ارتشِ ناتوان دلار هم نمیتواند نفسهای آخر را به ریههای غرب برگرداند. هزینههای همین تهدید بستن تنگه، بیآنکه حتی گلولهای شلیک شود، چنان کمر اقتصاد دشمن را شکسته که مجبور شدهاند التماسِ توافق کنند. قیمت نفت را مصنوعی بشکنند، آتش بازارها را موقتاً خاموش کنند، زخمهای اسرائیل نکبتزده را پانسمان کنند و بعد، در سایهٔ این آتشبس دروغین، مسیر فرار از خشم تنگه را طراحی کنند.
پس چرا باید تفاهم را پذیرفت؟ مگر ترامپ خودش، در لحظهای که نقاب از … …




![[اکبر حیدری] آیا ترامپ به دنبال صلح است؟](/news/u/2026-08-06/ettelaat-77qjj.jpg)












































































