به گفته مونا ریگی، یکی از مواردی که در ذهنش مانده، مربوط به زمانی است که حدود ساعت ۷ صبح در خانه مادربزرگش حضور داشته است. او میگوید عمویش از پشت پنجره رفتار آنها با مادرش را زیر نظر داشته و پس از ورود به خانه، به دلیل آنچه بیاحترامی به مادربزرگش تلقی کرده، او را مورد ضرب و شتم قرار داده است.
مونا ریگی همچنین مدعی شده است که خواهرش نیز بارها مورد آزار قرار گرفته و در یکی از موارد، جسم داغی که برای سیخ کباب استفاده میشود، روی لباس او قرار داده شده است؛ به گفته او، داغی این جسم باعث چسبیدن لباس به پوست و ایجاد سوختگی شدید شده و آثار آن همچنان روی بدن خواهرش باقی مانده است.
او درباره تجربه شخصی خود نیز گفته است: «یک بار به خاطر اینکه نماز نمیخواندم، عمویم به گردنم ضربه زد. چند روز گردنم درد میکرد و نمیتوانستم آن را درست حرکت بدهم.»
مونا ریگی در ادامه مدعی شده است که پس از آن، عمویش او را به طبقه بالای خانه برده و برای مدتی در وضعیتی دشوار نگه داشته است. او میگوید به دلیل شدت ترس در همان شرایط کنترل ادرارش را از دست داده، اما از ترس امکان تغییر لباس یا ترک محل را نداشته است. …








































































