در میانه جنگی که طی ماههای گذشته بخش عمده توجه افکار عمومی و محافل نظامی را به حملات هوایی، موشکی و تحولات جبهههای اصلی معطوف کرده، یک مساله مهمتر و کمسروصداتر در حال شکلگیری است؛ امنیت ایران فقط در نقاطی که مستقیما زیر آتش قرار دارند به چالش کشیده نمیشود، بلکه در حاشیه مرزهای کشور نیز مجموعهای از تحرکات نظامی، امنیتی و هویتی در حال انباشته شدن است. هیچیک از این تحولات بهتنهایی برای اثبات وجود یک طرح هماهنگ علیه ایران کافی نیست اما کنار هم قرار گرفتن آنها، در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ فرسایشی و چندلایه است، نمیتواند صرفا به عنوان مجموعهای از اتفاقات جدا از یکدیگر نادیده گرفته شود.
این موضوع حتی پیش از آغاز جنگ نیز در محاسبات مربوط به آینده مناقشه ایران و آمریکا وجود داشت. در روزهای نخست جنگ، مساله فعال شدن گروهکهای تروریست قومی معاند در مناطق پیرامونی ایران به طور جدی در رسانهها و محافل تحلیلی مطرح شد. مهمترین مورد، گروهکهای کرد مستقر در اقلیم شمال عراق بود. دونالد ترامپ 5 مارس در گفتوگو با رویترز به صراحت از ایده ورود تروریستهای کرد مستقر در عراق به داخل ایران حمایت کرد و گفت اگر آنها بخواهند علیه نیروهای امنیتی ایران عملیات کنند، از این اقدام استقبال میکند. همزمان رویترز گزارش داد گروههای کرد ایرانی درباره چگونگی و امکان حمله به نیروهای امنیتی ایران با طرف آمریکایی در تماسند. گزارش واشنگتنپست در همان مقطع حتی از تماس دولت ترامپ با رهبران تجزیهطلبان کرد و پیشنهاد حمایت هوایی و پشتیبانی لجستیکی برای تلاش گروهکهای کرد جهت تصرف بخشهایی از غرب ایران خبر میداد. چند هفته بعد، رویترز گزارش داد این امیدها در نهایت محقق نشد و پیامهای متناقض واشنگتن، فشار نظامی ایران و ملاحظات رهبران کرد عراقی مانع شکلگیری آن تهاجم شد. مرکز کارنگی نیز ماه ژوئیه نوشت طرح حمله گسترده کردها به ایران در جریان جنگ اجرا نشد، هر چند در همان دوره درگیریهایی میان گروهکهای کرد و نیروهای ایرانی رخ داد. …

































































