این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
این مقاله، فراتر از مباحث صرفاً رجالی، بر پایه تحلیل محتوایی روایات، بررسی رویکرد انتقادی بزرگان شیعه، و واکاوی دلایل منطقی، به آسیبشناسی روش صدوق میپردازد. نشان خواهیم داد که چگونه تقطیع مکرر احادیث، دخالت دادن عقاید کلامی در نقل روایات، و آمیختن فتاوا با متن کلام معصوم، منجر به ایجاد اضطراب در منقولات وی شده است؛ تا جایی که بسیاری از فقهای برجسته، اتکای بیچون و چرا به آثار او، به ویژه «الفقیه»، را برنتافتهاند.۱. معمای توثیق؛ سکوت معنادار متقدمین پیش از ورود به تحلیل محتوایی، اشارهای گذرا به جایگاه رجالی صدوق ضروری است. در حالی که معاصران و پیشینیان او مانند کلینی (أوثق الناس فی الحدیث)، صفار (ثقه)، و حتی پدرش علی بن الحسین (شیخ القمیین... وثقتهم) با صریحترین عبارات توسط بزرگانی، چون نجاشی و طوسی توثیق شدهاند، در مورد خود شیخ صدوق با یک سکوت معنادار روبهرو هستیم. نجاشی در معرفی او تنها به ذکر القابی نظیر «شیخنا وفقیهنا ووجه الطائفة بخراسان» بسنده میکند و هرگز واژه «ثقه» را برای او به کار نمیبرد. این عدم توثیق صریح تا حدود ۲۴۰ سال بعد ادامه داشت، تا اینکه ابن ادریس حلی نخستین بار لقب «صدوق» را به وی داد. این سکوتِ عالمان متقدم تصادفی نیست و ریشه در رویکرد خاص صدوق در تعامل با احادیث دارد که در ادامه به تفصیل بررسی خواهد شد. …































































