حالا با همان صدای گرم و لحن آرامی که سالهاست میشناسیم، از «میترا» میگوید؛ زنی که تازهترین کتابش را به او اختصاص داده است. گفتوگوی ما با مسعود فروتن نه درباره شهرت و حاشیههای دنیای هنر، که درباره رنجهای انسانی، فرار از کلیشههای زندگی و آدمهایی است که هرکدام قصهای برای گفتن دارند.
عاشقانهای که در دل جنگ متولد شد
قصه نوشتن برای مسعود فروتن، یک فرایند مکانیکی نیست؛ یک پناهگاه است. وقتی از او میپرسم ایده «میترا هستم» از کجا شکل گرفت، پاسخی میدهد که نشاندهنده قدرت تخیل یک نویسنده در فرار از واقعیتهای خشن است. او میگوید: «نوشتن برای کسی که دست به قلم دارد، همیشه از یک سوژه یا یک جرقه شروع میشود. اما ماجرای این کتاب برای من متفاوت بود. درست در ایام یک جنگ 12روزه بودیم. من به خاطر شرایط، خانهنشین شده بودم. در همان ده دوازده روزی که در خانه مانده بودم و بیرون نمیرفتم، این قصه را نوشتم.»
فروتن بیدرنگ اضافه میکند که برخلاف فضای خلق اثر، داستان هیچ رنگ و بویی از خشونت ندارد: «قصه ربطی به جنگ و روزهای ملتهب ما ندارد. یک روایت عاشقانه و خانوادگی است. داستان دختر و پسر جوانی است که در دانشگاه با هم آشنا میشوند، ازدواج میکنند و بعد حوادثی در زندگیشان رخ میدهد. در واقع، این ایده در ذهنم بود و در آن دوران قرنطینه و انزوا، فرصت پیدا کردم تا آن را تبدیل به کتاب کنم.»
میترا؛ شمایل زنی که معمار زندگی است
مسعود فروتن در آثارش همواره راوی زنان قدرتمند ایرانی بوده است. از «سلیمه» در کتاب عزیزجون که بار یک خانواده را به دوش میکشید تا خانم بازیگر در بانوی زیبای من. حالا اما «میترا» قهرمان جدید اوست. میترا یک بانوی ۴۳ ساله است که در دانشگاه تهران ادبیات خوانده و سالهاست که ادبیات تدریس میکند.
…



































































































































































