انبارتکانی برای بقا
به گزارش روز نو لطفعلی بخشی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با رد هرگونه توجیه فانتزی درباره این پدیده، تاکید میکند که ریشه این چرخه معیوب مستقیما به آب رفتن درآمد واقعی خانوارها گره خورده است. واقعیت این است که طبقه متوسط عملا منقرض شده و جای خود را به دهکهای مستاصلی داده که حتی خرید یک کالای مصرفی نو برایشان شبیه به یک رویا شده است.
در این میان، خانوادهها ناچار شدهاند انباریهای خاکگرفته را زیرورو کنند و هر آنچه از روزهای بهتر گذشته باقی مانده را به حراج بگذارند. تبدیل وسایل بلااستفاده به منبعی برای پوشش هزینههای روزمره، نامش «سرمایهگذاری» نیست؛ این شیوه دردناکی از «فروش داراییها برای زندهماندن» است تا باری موقت از دوش یک خریدار درمانده برداشته و خرج چند روز یک فروشنده ناامید را تامین کند.
کوچ اجباری از پاساژهای الهیه به راسته مولوی
پیامد آشکار دیگر این بحران، تعطیلی نانوشته امید به نو شدن لوازم زندگی است. در روزگاری نه چندان دور، خرابی یک وسیله برقی یا دستگاه دیجیتال با خرید مدلی جدیدتر و کارآمدتر جبران میشد، اما امروز کار به جایی رسیده که بازار تعمیرات، به آخرین پناهگاه شهروندان بدل شده است.
مردم امروز زیر بار هزینههای سرسامآور قطعات یدکی و دستمزدهای سنگین تعمیرکاران میروند، تنها به این دلیل که توان مالی نگاه کردن به ویترین کالاهای صفرکیلومتر را ندارند. رونق … …





































































































