بازار تایر وارد چالشی شده که دلایل متعددی دارد و بخش مهمی از آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در هفتههای اخیر هرگاه صحبت از تایر و قیمت آن به میان آمده، نخستین موضوعی که مورد توجه قرار گرفته، افزایش قیمت بوده است؛ درحالی که پشت این افزایش، مجموعهای از مشکلات در زنجیرهتامین و تولید قرار دارد که اگر برای آنها چارهای اندیشیده نشود، کنترل قیمت در نقطه نهایی عملا امکانپذیر نخواهد بود.
صنایع خودروسازی و بهطور مشخص صنعت تایر، بیش از هر زمان دیگری با مساله لجستیک در تامین مواداولیه مواجه شدهاند. کائوچو بهعنوان یکی از مواد اصلی تولید تایر، امروز با فرآیند تامین دشوارتری روبهرو است و طولانیتر شدن مسیر تامین، تنها به معنای افزایش زمان انتظار کارخانه نیست؛ بلکه سرمایه در گردش بیشتری را نیز درگیر میکند و هزینه تمامشده تولید را افزایش میدهد.
مساله اما فقط کائوچو نیست. صنعت تایر مجموعهای از مواداولیه و محصولات واسطهای را برای تولید مصرف میکند و اختلال در هر بخش از این زنجیره میتواند تولید محصول نهایی را تحتتاثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، هر وقفه در تامین مواداولیه، خود را در خطوط تولید نشان میدهد و درنهایت هزینه آن به زنجیره پاییندست منتقل میشود.
از سوی دیگر، تابستان امسال برای صنعت تایر فصل سادهای نبود. آسیب واردشده به برخی واحدهای پتروشیمی و همچنین محدودیتهای ناشی از قطع برق، تولید را تحت فشار قرار داد. کاهش تولید تنها به معنای کاهش تعداد تایر تولیدشده نیست؛ توقف و راهاندازی مجدد خطوط، فشار مضاعفی بر تجهیزات و ماشینآلات وارد میکند و میتواند میزان ضایعات تولید را نیز افزایش دهد.
این بخش از هزینه تولید معمولا در محاسبات عمومی بازار دیده نمیشود. مصرفکننده زمانی که با قیمت جدید تایر مواجه میشود، عمدتا عدد نهایی را میبیند، اما هزینه ناشی از توقف خط، افزایش ضایعات، اختلال در تامین مواداولیه، هزینه حملونقل و خواب سرمایه را مشاهده نمیکند. همین فاصله میان هزینه واقعی تولید و تصویری که از قیمت نهایی در بازار وجود دارد، زمینهساز بسیاری از اختلافات میان تولیدکننده، سیاستگزار و مصرفکننده شده است. …





























































































